![]() |
سایت تخصصی بهداشت محیطارائه مطالب آب. فاضلاب.کلیات بهداشت محیط.آلودگی هوا.مدیریت پسماندها |
![]() |
آرشیو مطالب |
![]() |
تماس با مدیریت وبلاگ |
![]() |
صفحه نخست |
![]() |
![]() این وبلاگ به منظور دسترسی جامعه بهداشت محیط ایران به مطالب تخصصی راه اندازی شده است امید است مثمر ثمر باشد.
RSS طراح قالب |
بنا به در خواست محرم این هم چند تا کتاب بهداشت محیط که میتونه در آزمون ارشد مفید باشه.البته منابع زیادی وجود داره .منابع زیر فقط منابعی هستند که مولفان آنها در فیلد طرح سوالات آزمونها میباشند. اما در مورد جزوات .جزوات همین اساتید که اغلبشون طراح سوال هستند مفید میباشه .برای تهیه جزوات با پست الکترونیکی ما در تماس باشید
کتابهای مربوط به همايش های کشوری بهداشت محيط
جزوات کارشناسی ارشد بهداشت محیط به نام خدا چندی پیش برخی دوستان تقاضای جزواتی جهت شرکت در آزمون کارشناسی ارشد بهداشت محیط را کرده بودند که ما به آنها قول داده بودیم که جزوات را به آنها معرفی ودر صورت امکان برای این عزیزان ارسال بکنیم. از آنجا ئی که ما چند وقتی است که در صدد تهیه جزواتی جامع در رابطه با بهداشت محیط هستیم .جزواتی که تلفیقی است از جزوات اساتید این رشته ومطالب ومنابع مختلف.میخواستیم بعد از کامل شدن جزوات با نام جزوات آبی آنه را در اختیار دوستان قرار بدهیم ولی نظر به اینکه اینکار وقت زیادی نیاز دارد ونیز اینکه برخی دوستان عجله دارند ما اصل برخی ازجزوات را برای دوستانی که در خواست کنند ارسال خواهیم کرد. برای آگاهی از جزوات موجود در قسمت نظرات ایمیل بگذارید منابع مفید در آزمون زبان عمومی کارشناسی ارشد بهداشت محیط
کتاب زیر ذر ۳جلد
این کتاب هم در ۳جلد
وکتاب معروف زیر که در همه آزمونهای زبان به عنوان یک منبع کمکی استفاده میشود
سات تخصصی بهداشت محیط
نيروگاه هاى برقابى مولد گاز هاى گلخانه اى آينده گرمايش جهانى
[ 10 Jul 2006 ] [ ترجمه: عبدالله مصطفايى ] [ محیط زیست ]
بر خلاف اعتقاد عامه مردم نيروگاه هاى برقابى قادرند كه تخريب آب و هوايى را به دنبال داشته باشند. تغييرات پيشنهادى در زمينه سهميه هر يك از كشورها براى گازهاى گلخانه اى تاكيد دارد كه درياچه هاى پشت سد نيروگاه هاى برقابى بايستى در حساب ها آورده شوند و حتى طرفداران اين تغييرات نگران آن هستند كه اهميت كافى به اين موضوع داده نشود. اريك دوكمين مشاور هيات بين الدول تغييرات آب و هوا (Ipcc ) است و در اين باره معتقد است كه تصور سبز و بى خطر بودن نيروگاه هاى برقابى به عنوان جايگزينى براى سوخت هاى فسيلى صحيح نيست. او مى گويد: «همگان فكر مى كنند كه نيروگاه هاى برقابى بسيار تميز هستند ولى اين موضوع ديگر صحيح نيست.»درياچه هاى پشت سد نيروگاه هاى برقابى مقادير زيادى دى اكسيد كربن و متان توليد مى كنند كه در بعضى موارد ميزان اين گازهاى گلخانه اى بيشتر از نيروگاه هايى است كه با سوخت هاى فسيلى كار مى كنند. فيليپ فيرنسايد از موسسه ملى تحقيقات آمازون در مانائوس برزيل مى گويد كه ميزان انتشار كربن از يك سد تا سد ديگر متفاوت است. او اظهار داشته كه «ما آگاهيم كه ابعاد اين مسئله به حدى است كه درباره آن نگران شويم.» فيرنسايد در تحقيقى كه نتايج آن را منتشر كرده، بيان داشت كه در سال ۱۹۹۰ پديده گلخانه اى حاصل از گازهاى منتشره از سد كورا اونا در برزيل بيش از سه و نيم برابر نيروگاه هاى فسيلى با همان ظرفيت بوده است.اين موضوع ناشى از كربن حاصل از درختان و گياهانى است كه پس از آبگيرى سد در كف آن باقى مانده و پس از درگذشت يك دوره اوليه، تجزيه بى هوازى آنها به دليل نبود اكسيژن در كف سد آغاز مى شود و متان محلول تشكيل خواهد شد. اين متان نيز پس از عبور آب از توربين نيروگاه آزاد شده و وارد اتمسفر مى شود. تغييرات فصلى در عمق آب پشت سدها بدين معنى است كه مواد تجزيه شونده به طور مداوم وجود خواهند داشت. در فصول گرما گياهان وارد مخزن پشت سد مى شوند و با بالا آمدن آب در فصول ديگر، تجزيه شروع مى شود. در صورتى كه درياچه پشت سد به صورت يك مخزن باريك باشد، مساحت درياچه بالغ بر چندين هزار كيلومتر مربع خواهد شد. همواره بايد به خاطر داشت كه ميزان تاثير متان در پديده گرمايش جهانى ۲۱ برابر تاثير دى اكسيدكربن است. بايد توجه داشت كه بيان تاثير پروژه نيروگاه هاى برقابى بر توليد گازهاى گلخانه اى موضوع جديدى نيست و قبلاً در شماره سوم ژوئن سال ۲۰۰۰ مجله نيوساينتيست نيز بدان پرداخته شده است ولى اهميت مطالب فوق الذكر در آن است كه باعث شروع تصميم گيرى هاى سياسى در اين زمينه شده است. چون قرار است كه در نشست سال ۲۰۰۶ هيات بين الدول تغييرات آب و هوا (Ipcc ) در برنامه ملى ليست بردارى از گازهاى گلخانه اى كه مسئول برآورد و بودجه بندى انتشار دى اكسيدكربن براى هر كشور است، ميزان انتشار از مناطقى كه توسط انسان و به صورت مصنوعى آبگيرى شده اند نيز مورد محاسبه قرار گيرد. نبايد فراموش كرد كه اين محاسبه براى ده سال اول آغاز به كار سد است و فقط شامل انتشارات سطحى مى شود. البته دانشمندان درباره مكانيسم توليد متان اتفاق نظر ندارند. اين ميزان در هر سد با توجه به مشخصات آن متفاوت است. البته اگر روش فيرنسايد تاييد شود بايستى منتظر بود كه تمامى انتشارات وارد محاسبات شوند. در برنامه پيشنهادى Ipcc ميزان انتشار گاز هاى گلخانه اى مناطق گرمى كه در سطحى وسيع از نيروگاه هاى برقابى استفاده مى كنند (مثل برزيل) حدود ۷ درصد افزايش خواهد يافت. البته تاثير اين موضوع در كشورهاى سردتر (مثل كانادا) كمتر است چون گرما باعث تجزيه بيشتر گياهان شده و گازهاى گلخانه اى بيشترى توليد خواهد شد.به رغم يك دهه تحقيقات مستند درباره انتشار كربن از مخازن ساخته شده به دست بشر نيروگاه هاى برقابى هنوز مشهورترين راه حل براى كاهش گرمايش جهانى به شمار مى روند. فيرنسايد اظهار مى دارد كه «مهم اين است كه مقدار و تاثير اين انتشار به حساب آورده شوند.»
با استفاده از باكترى هاى نوتركيب جلوگيرى از آلودگى محيط زيست [ 30 May 2005 ] [ غزاله بزرگ منش فرد ] [ محیط زیست ]
فعاليت هاى صنعتى و كشاورزى باعث آزاد شدن فلزات سنگين و سمى در محيط مى شوند. اين فلزات حيات اكوسيستم ها و سلامتى انسان را به مخاطره مى اندازند. باكترى ها مى توانند كاتاليزكننده حالت سمى فلزات به حالت هاى غيرسمى يا كم تحرك آنها باشند. مثلاً احياى مستقيم Cr(iv) (سمى و محلول) به Cr(III) (كمتر سمى و نامحلول)، اكسيداسيون Mn(II)، انتقال فعال جيوه به خارج سلول توسط اپران mer و زيست درمانى به معنى استفاده از اين موجودات در پاكسازى محيط از آلودگى هاست. مى توان سويه هاى باكترى مهندسى شده اى ايجاد كرد كه توانايى زيادى در تجمع يون هاى فلزى داشته باشند. تلاش هايى كه در اين راستا انجام شده شامل بيان بالاى پپتيدها يا پروتئين هايى نظير پلى هيستيدين ها يا متالوتيونين ها است كه به فلزات متصل مى شوند. فايتوكلاتين ها، كلات كننده هاى بيولوژيكى فلزات سنگين هستند كه وجود آنها در گياهان و بعضى موجودات ديگر (مخمرها و نوعى نماتد) اثبات شده است. در گياهان از ريشه به ساقه و برگ ها منتقل شده، باعث افزايش تجمع فلزات سنگين در برگ هاى گياه مى شوند. PCها، پپتيدهاى غنى از سيستئين هستند كه در پاسخ به تنش فلزات سنگين ساخته مى شوند. آنزيم دست اندركار سنتز، PC سنتتاز (EC2.3.2.15) است كه اين پپتيد را از گلوتاتيون مى سازد. گلوتاتيون منبع اصلى تيول هاى غيرپروتئينى در بيشتر سلول هاى گياهى است و نقش دهنده و پذيرنده الكترون را در بسيارى واكنش هاى بيولوژيكى ايفا مى كند. طبيعت نوكلئوفيلى گروه تيول، در تشكيل باندهاى مركاپتيد و واكنش با الكتروفيل هاى انتخابى اهميت به سزايى دارد. اين واكنش به همراه پايدارى نسبى و حلاليت بالاى گوتاتين در آب، آن را براى حفظ گياهان از تنش هاى محيطى از جمله تنش فلزات سنگين مناسب مى كند. گلوتاتيون همچنين در سم زدايى از تركيبات آلى نقش دارد، يكى ديگر از وظايفى كه براى آن پيشنهاد شده است نقش آن در چرخه سلولى است به اين ترتيب كه با افت مقدار گلوتاتين تقسيم سلولى در مريستم هايى غير از مريستم ريشه كاهش مى يابد. گلوتاتيون، همچنين در تشكيل آنتوسيانين ها و تجمع آنها در واكوئل نيز نقش دارد. اين مولكول توسط آنزيم فايتوكلاتين سنتاز در سيتوسول پليمريزه شده و فايتوكلاتين را به وجود مى آورد. وقتى سلول هاى گياهى با مخمرها در معرض فلزات سنگين قرار مى گيرند، شروع به توليد فايتوكلاتين مى كنند. فايتوكلاتين تكرارهاى nتايى ۲ تا ۱۱ تايى از دى پپتيد Glu-Cys است كه در انتها به يك باقيمانده Gly ختم مى شود. فايتوكلاتين با فلزات سنگينى از جمله كادميم، نقره، مس و نيز آرسنيت تشكيل كمپلكس مى دهد. همسانه سازى ژن هاى PC سنتاز از گندم، آرابيداپسيس و اخيراً نوعى نماتد انجام و نقش قطعى آنها در سم زدايى از فلزات سنگين به اثبات رسيده است. سنتز آنزيمى PCها باعث افزايش كاربرد آنها در زيست فناورى شده است. اولاً PCها برخلاف متالوتيونئين ها تركيباتى پايدار بوده، دستخوش پروتئوليز شديد قرار نمى گيرند. ثانياً در مقايسه با متالوتيونئين ها، ظاهراً توانايى انتخاب فلزات را دارند و مخصوصاً به Cd و Cuمتصل مى شوند. زمانى كه باكترى هاى با Cd يا ساير فلزات سنگين (Cu، Ag، Cu )تيمار مى شوند، سنتز Pc، احتمالاً به علت فعال شدن PC سنتاز، به مقدار زيادى افزايش مى يابد. سنتز PC همچنين ممكن است توسط بيان بالاى آنزيم هاى مسير بيوسنتزى خود، مثلاً آنزيم هايى كه در سنتزگلوتاتيون يا سيستئين شركت دارند بهينه شود. البته مقدار گلوتاتيون احتمالاً بيش از هر منبع ديگرى ميزان سنتز PC را محدود مى كند. از موارد ذكر شده فوق مى توان چنين استنباط كرد كه بيان بالاى PC سنتاز در سويه هاى باكتريايى راهى مطمئن براى اصلاح مقادير فلزات سنگين مثل Cd يا متالوئيدهايى مثل As در پروسه هاى زيست درمانى است. مثلاً ممكن است سويه هاى باكتريايى كه براى تشكيل بيوفيلم ها يا رشد در بيوراكتورها سازگار شده اند در پاكسازى آب ها از آلودگى استفاده شوند، يا باكترى هاى خاكزى كه PC سنتاز در آب ها بيان مى شود در توسعه بيوفيلترها به كار روند. در اين حالت، PCها با فلزات سنگين خاك هاى آلوده تركيب شده منجر به كاهش اثرات سمى آنها در رشد گياهان مى شوند. اين مسئله اخيراً در توتون مورد ارزيابى قرار گرفته است. همچنين بيان بالاى PC سنتاز درگياهان، به علت كلات كردن فلزات، كاربرد بالقوه آنها را در پروسه هاى گياه درمانى افزايش مى دهد. منبع: شرق
تكنولوژى زباله سوز يا تكنولوژى هاى سازگار با محيط زيست؟ [ 02 Oct 2005 ] [ دكتر رسول همكار، دبير انجمن ويروس شناسى ايران ] [ محیط زیست ]
زباله هاى بيمارستانى به علت كارهاى تخصصى كه در بيمارستانها انجام مى پذيرد، آلودگى هاى متعددى را از قبيل آلودگى هاى بيولوژيك (شامل انواع باكتريها و ويروسها و انگلها و قارچهاى بيماريزا، نسوج و ضايعات پاتولوژيك و...)، موادشيميايى توكسيك و يا كارمينوژن (مانند انيديوم برومايد، فنل و...) و آلودگى هاى راديو اكتيو (راديو ايزوتوبهايى كه جهت تشخيص و يا درمان به كار گرفته مى شوند) دارند كه هر كدام به تنهايى مى توانند تهديدى جدى براى محيط زيست و جوامع بشرى به شمار روند. با توجه به اهميت ويژه آلودگى هاى راديواكتيو و جدى گرفته شدن آن از طرف سازمانهاى ذيربط معمولاً آلودگى هاى مربوطه به طور جدى كنترل مى گردند و معمولاً اين آلودگى ها در محيط منتشر نمى شوند مگر اينكه سهل انگارى و يا اختلالى در جمع آورى آنها روى دهد. سالها زباله هاى عفونى بيمارستانى از دغدغه هاى متخصصين علوم پزشكى و بهداشتى كشور بود ولى هنوز بسترسازى لازم انجام نشده بود و انعكاس در افكار عمومى جامعه نداشت. خوشبختانه در سالهاى اخير مسؤولان بهداشتى و حفاظت محيط و مديريت شهرى بويژه در كلان شهر تهران موضوع دفع مناسب زباله هاى بيمارستانى را در برنامه خويش قرار داده اند. براساس آمارهاى بين المللى، به طور متوسط روزانه در بيمارستانها به ازاى هر بيمار ۱/۵-۱ كيلوگرم زباله توليد مى شود كه با توجه به مراكز متعدد درمانى در شهرهاى بزرگ ميزان معتنابهى زباله را شامل خواهد شد كه در كنار انبوه زباله هاى ديگر شهرى معضل بزرگى را بر جوامع شهرى تحميل مى كند. در شهر تهران در كنار بيمارستانهاى متعدد و هزاران مطب پزشكى كه روزانه پذيراى هزاران بيمار در سطح شهرهستند صدها آزمايشگاه، راديولوژى، درمانگاههاى اورژانس و... نيز مشغول به كار هستند كه براساس مطالعات انجام شده چيزى حدود ۷۰تن در هر روز زباله هاى عفونى و بيمارستانى توليد مى كنند كه حاوى عناصر بسيار خطرناك بيماريزا از جمله ويروسهاى ايدز، هپاتيت و... يا انواع انگل ها، ميكروبهاى خطرناك و... هستند و هر از چندگاهى به دليل آلودگى آبهاى زيرزمينى و سطحى به فاضلابهاى شهرى و يا شيرابه محل هاى دفن زباله احتمال بروز اپيدميهاى مختلفى وجود دارد. اهميت حفظ محيط زيست و بهداشت جوامع شهرى ايجاب مى كند كه زباله هاى بيمارستانى و مراكز بهداشتى درمانى ديگر جداى از ساير زباله هاى شهرى دفع شوند. ولى كدام روش و تكنولوژى براى اين كار مناسب است و با ساختار اجتماعى، فرهنگى و اكولوژيكى ما مناسبت دارد؟ كدام روش كارآيى مطلوب دارد و ازنظر اقتصادى مقرون به صرفه است؟ روشهاى سنتى دفع زباله نمى توانند در جوامع امروزى وشهرهاى كلانى مانند تهران ازكارآيى لازم برخوردار باشند. در روشهاى سنتى معمولاً زباله ها از محل توليد جمع آورى شده و به محلهاى ديگرى در خارج از شهر منتقل مى شوند و در آنجا دفع مى شوند. اگر فرض بر اين باشد كه زباله هاى بيمارستانى جداگانه جمع آورى مى شوند و در محلى جداگانه دفن مى شوند يا حتى قبل از دفن سوزانده شوند، باز هم مى توان تصور نمود كه اين زباله ها قبل از اينكه بى خطر شوند همانند يك بمب ميكروبى متحرك در شهر به حركت درمى آيند و مسيرهايى را طى مى كنند و احتمال نشت شيرابه هاى آن و ريزش زباله ها به جاى خود باقى است. بايد به اين موضوع اضافه نمود كه افراد سودجويى اقدام به زباله دزدى و بازيافت مى كنند و مواد پلاستيكى و... را از زباله ها جدا كرده و به وسايل بازيافت شده تبديل و وارد بازار مى كنند. براى اين افراد زباله هاى بيمارستانى فرقى با زباله هاى ديگر ندارد. امروزه دفع زباله هاى پزشكى به صنعتى تبديل شده است كه روشهاى متنوعى را ارائه مى كنند. صنايع زباله هاى پزشكى طيف گسترده اى از استراتژى ها و تكنولوژيهاى دفع زباله هاى پزشكى را شامل مى شود كه براساس اندازه و منشأ زباله هاى توليد شده انعطاف پذيرى نيز دارند. اين روشها قابليت اجرايى در محل توليد زباله ها و يا خارج ازآن محل را دارند. اين استراتژى ها براساس تفاوتهاى منطقه اى و تفاوتهاى مقررات دولتى در مناطق مختلف تغيير مى كنند. در بسيارى از كشورهاى توسعه يافته اروپا و آمريكا مقررات بسيار محدود كننده اى در مورد دفع زباله هاى پزشكى وجود دارد و دفع اين زباله ها بايد به نوعى انجام شود كه استانداردهاى آلودگى هوا،آب و خاك و فضاهاى سبز در استراتژى دفع زباله كاملاً لحاظ شده باشد. علاوه بر اين براى دفع زباله هاى پزشكى، بسته به حجم زباله هاى توليد شده، فضاى قابل دسترس، در دسترس بودن و ظرفيت تسهيلاتى مثل آب و برق و فاضلاب، نيروى كار و مسائل مالى مى توان در مورد روشهاى مناسب دفع در محل تصميم گرفت و يا از روشهاى دفع خارج از محل استفاده نمود و زباله ها را به محل دفع منتقل كرد. سازمان بهداشت جهانى در مورد روشهاى دفع زباله هاى بيمارستانى، معيارهايى اساسى را ارائه مى كند كه بسيار حائز اهميت هستند. براساس اين معيارها بازيافت اين زباله ها ممنوع هستند و روشى براى دفع مناسب است كه علاوه بر ميكروب زدايى كامل، شكل ظاهرى زباله ها را نيز طورى تغيير دهد كه قابل شناسايى نباشد و امكان بازيافت آنها وجود نداشته باشد. يكى از روشهايى كه در گذشته بسيار مطرح بود، سوزاندن زباله ها است. سوزاندن به مثابه يك تكنيك با سابقه، توانايى خود را در دفع توأم زباله هاى پزشكى و زباله هاى ديگر بيمارستانى شامل زباله هاى پاتولوژيك (مانند بخشهايى از بدن و بافتها) زباله هايى با منشأ شيمى درمانى و زباله هاى جامد وسايل مراقبتهاى بهداشتى به اثبات رسانده است . دفع توأم انواع زباله هاى پزشكى با يك وسيله در محل توليد و يا خارج از محل از نقاط قوت اين روش محسوب مى شود. وقتى عمل در درجه حرارت بالايى انجام گيرد زباله سوز با كارآيى بيشترى موجب كشته شدن عوامل بيولوژيك بيماريزا مى گردد. زباله سوزها به طور قابل ملاحظه اى موجب كاهش ۹۰درصدحجم زباله ها مى شوند بنابراين فضاى بسيار كمى نيز براى دفع بقاياى آن مورد نياز است. تغيير فيزيكى حاصل از سوزاندن موجب مى شود ديگر نيازى به آسياب كردن زباله ها نخواهد بود. اگر بهترين زباله سوزها به تكنولوژى هاى جديد كنترل آلودگى هوا مجهز شوند، ذرات ريز، فلزات سنگين و گازهاى آلى مانند دى اكسين ها و فوران ها با كارآيى خوبى جذب مى شوند. با اين حال با تكنولوژى هاى مدرن، زباله سوزهاى موجود مانند يك تكنولوژى قديمى رخ مى نمايند. كارآيى احتراق مى تواند متغير باشد و كمترين كارآيى موقعى ديده مى شود كه متناوباً زباله هايى مرطوب مانند قوطى هاى حاوى مايعات، وارد زباله سوز شود كه منجر به انباشته شدن موادغيرقابل اشتعال در زباله سوز خواهد شد. مقرراتى را بايد در مورد اين مواد اعمال نمود به اين صورت كه اين مواد مجدداً به محفظه احتراق برگردانده شوند و اين عمل بارها تكرار شوند تا آنها نيز بسوزند. گاهى مواد نسوخته با بزرگى زباله مى تواند در ارتباط باشد. از معايب عمده زباله سوزها توليد آلودگى هاى زيست محيطى بسيار خطرناكى مانند دى اكسين ها و فوران است كه كنوانسيونهاى بين المللى مقرراتى را ناظر بر عدم توليد آنها وضع كرده است كه ايران نيز رعايت اين مقررات را ملتزم شده وامضا نموده است. يكى ديگر از معايب آن هزينه نصب و نگهدارى بسيار گران آنها است كه مى تواند مشكل آفرين باشد؛ به طورى كه به گفته معاونت خدمات شهرى شهردارى تهران براى نصب يك زباله سوز مركزى براى شهر تهران ۳۵ميليون دلار اعتبار لازم است. اين زباله سوزها به فيلترهايى مجهز هستند كه به طور مرتب بايد تعويض شوند كه بسيار گران تمام مى شود. بايد به اين هزينه ها هزينه هاى حمل و نقل زباله ها به محل زباله سوز مركزى نيز افزوده شود كه خود مى تواند رقم بسيار قابل توجهى باشد؛ و درعين حال خطر انتشار آلودگى هاى ميكروبى را درحين حمل زباله ها به محل سوزاندن را نيز به همراه دارد. در آمريكا، ژاپن و برخى كشورهاى اروپايى اروپا بر مبناى مقررات جديد حفاظت محيط زيست (بويژه در آمريكا براساس بخشنامه هاى آژانس حفاظت محيط آمريكا EPA) درمورد زباله سوزها و زباله هاى پزشكى، اغلب مراكز زباله سوزى تعطيل واز نظر اقتصادى تشخيص داده شد كه هزينه نگهدارى زباله سوزها مقرون به صرفه نيست وبايد روش ديگرى جايگزين آنها شود. در حال حاضر تكنولوژى هايى مطرح است كه استانداردهاى حفاظت محيط زيست را در حد بسيارمطلوبى دارند و از نظراقتصادى نيز مقرون به صرفه هستند.امروزه براساس استانداردهاى بهداشت ومديريت شهرى سالم سيستم هايى مورد تأييد هستند كه در محل توليد زباله عفونى يعنى در بيمارستانها و مراكز درمانى طى فرآيندى كه آسيبى به محيط نرساند عمل سالم سازى را در مورد آنها اعمال مى كند. براساس قوانين مصوب مجلس شوراى اسلامى، سالم سازى زباله هاى ويژه مانند زباله هاى بيمارستانى و صنعتى به عهده توليد كنندگان آنهاست و اين يك روش درست و منطقى است ودر بسيارى از كشورهاى توسعه يافته جهان اعمال مى گردد. شهردارى برمبناى قانون موظف به جمع آورى زباله هاى شهرى وخانگى معمولى است و وظيفه اى در قبال زباله هاى بيمارستانى ندارد و اگر هم بخواهد در اين جهت نيز خدماتى ارائه دهد بايد هزينه آن را از مراكز درمانى و بيمارستانى دريافت نمايد وبسيار پسنديده خواهد بود كه مطابق استانداردهاى بهداشت محيط كشور به اين امر مبادرت نمايد ودنبال تكنولوژى هايى كه تأييديه هاى زيست محيطى جهانى را دارند. يكى از اين روشها كه در آمريكا و برخى كشورهاى اروپايى به كار گرفته شده است سيستمى است كه به صورت سيار عمل مى كند و زباله هاى بيمارستانى را در همان محل توليد غيرعفونى مى كند. فرآيند ميكروب كشى اين دستگاه به تأييد مراكز ذيصلاح آمريكايى واروپايى رسيده است. اين سيستم در هر ساعت مى تواند ۱۵۰۰ - ۱۲۰۰ كيلو زباله را غيرعفونى نمايد. فرايند به صورت كاملاً اتوماتيك صورت مى گيرد و همه مراحل كارتوسط كامپيوتر كنترل مى گردد. در اين سيستم شناگرهايى تعبيه شده است كه اگر احياناً بطور اشتباهى زباله هاى آلوده به مواد راديواكتيو وارد سيستم شوند؛ علائم هشدار دهنده اى به كار مى افتد و تا زباله راديواكتيو از دستگاه خارج نشود دستگاه به كار نمى افتد. بر روى اين سيستم ژنراتور برق و مخزن آبى نصب شده است كه سيستم بطور خودكفا عمل نمايد. به در اين سيستم ۸۰ - ۷۰ درصد حجم زباله ها نيز كاهش مى يابد و در نهايت زباله ها به شكلى در مى آيند كه اصلاً قابل شناسايى نخواهد بود و حتى مى توان حجم زباله را با پرس نمودن نهايى كاهش بيشترى داد.اين مزيت كاهش حجم مى تواند معيار بسيار قابل توجهى باشد. هم اكنون شهرهاى شمالى ايران در استانهاى مازندران و گيلان با مشكل كمبود دفن زباله روبروهستند و اگر زباله هاى بيمارستانى به عنوان بخشى از زباله هاى اين استانها با اين روش دفع شوند علاوه بر رفع معضل عفونى بودن آنها كمكى به رفع معضل كمبود دفن نيز شده است. براساس برآوردهايى ۱۰ دستگاه به راحتى مى توانند كل استان تهران را پوشش دهند و زباله هاى بيمارستانى همه مراكز درمانى استان را در همان محل توليد غيرعفونى كنند. قيمت ده دستگاه كمتر از يك سوم سرمايه اى است كه به گفته معاون شهردار تهران براى نصب زباله سوز مركزى لازم است. يعنى با سرمايه اى كمتر از يك سوم قيمت زباله سوز، مى توان كل زباله هاى بيمارستانى تهران بزرگ را با روشى كاملاً سازگار با محيط زيست و مطابق با بالاترين استانداردهاى جهانى غير عفونى نمود. در حال حاضر تكنولوژى زباله سوز در جهان درحال كنار گذاشته شدن است و انتخاب آن براى تهران اصلاً مقرون به صرفه نيست و علاوه بر آن منطقى هم نيست كه با اين وسعت آلودگى هاى هوا و محيط در تهران با راه اندازى زباله سوزها مشكلى نيز به آن بيفزاييم.
منبع:سایت شهرداری منطقه ۲۲
QDSFTBQSVEFMGX
با کلیک کردن در آدرس زیر ایمیلتان را فارسی بفرستید
http://parsplanet.com/metatraffic/track.asp?r=/farsimail-index1.asphttp://parspla
آب، آلودگي ها و تصفيه و اب و فاضلاب و دستگاه ها
دانشگاه علوم و فنون دريايي خرمشهر
دید کلی
آب شرط وجود حیات میباشد و اکثر قریب به اتفاق واکنشهای شیمیایی در محیط آبی صورت میگیرد. آب به علت پاره خواص ویژه اساسی نقش تنظیم کنندهای در طبیعت داشته و آن را در برابر تغییرات ناگهانی دما حفظ میکند. آب بعد از مصارف گوناگون (خانگی ، کشاورزی و صنعتی و …) تبدیل به پساب میشود. برای جلوگیری از آلودگی آب و محیط زیست توسط این پسابها باید راهکارهایی برا ی تصفیه و استفاده مجدد از آنها اتخاذ کرد. طبقه بندی آبهای آلوده آبهای آلودهای که پس از تصفیه دوباره میتوان استفاده کرد :
انواع فاضلابها فاضلابهای صنعتی
فاضلابهایی هستند که از صنایع مختلف حاصل میشوند و نسبت به نوع صنایع ، ترکیبات شیمیایی مختلفی دارند و وقتی وارد دریاها میشوند باعث آلودگی آب و مرگ آبزیان میگردتد.
مواد شیمیایی موجود در فاضلابهای صنعتی بسته به نوع کارخانهها و محصول تولیدی آنها ترکیبات شیمیایی و درصد آنها در پسابهای صنعتی متفاوت است اما از مهمترین این ترکیبات میتوان به آرسنیک ، سرب ، کادمیم و جیوه میتوان اشاره کرد. این مواد از طریق پساب کارخانجات تهیه کاغذ ، پلاستیک ، مواد دفع آفات نباتی ، استخراج معادن وارد آبهای جاری و محیط زیست میشود. فاضلابهای کشاورزی
در این فاضلابها سموم کشاورزی مانند هیدروکربنهای هالوژنه ، DDT آلودین ، ترکیبات فسفردار نظیر پاراتیون وجود دارد. مخصوصا ترکیبات هالوژنه بسیار خطرناک هستند و هنگامی که توام با آب کشاورزی در لایههای زمین نفوذ نمایند یا به بیرون از محیط کشاورزی هدایت شوند، باعث ایجاد فاضلابهای کشاورزی فوقالعاده خطرناک میشوند. فاضلابهای شهری
این فاضلابها از مصرف خانگی آب حاصل میشود. در این پسابها انواع موجودات ریز ، میکروبها و ویروسها و چند نوع مواد شیمیایی معین وجود دارد که عمدهترین آن آمونیاک و نیز مقداری اوره میباشد. این فاضلابها باید از مسیرهای سر بسته به محل تصفیه هدایت گردند. جهت خنثی سازی محیط قلیایی این فاضلابها که محیط مناسب برای رشد و نمو میکروبهاست از کلر استفاده میشود. انواع آلایندههای موجود در فاضلابهای شهری
آلودگی آب درجهان
حدود 69 % آب مصرفی جهان صرف کشاورزی و عموما آبیاری میشود. 23 % به مصرف صنایع میرسد و مصارف خانگی تنها حدود 8 % را شامل میشود. در کشورهای توسعه یافته کشاورزی و صنایع بیشترین مصرف آب را داشته و بالاترین نقش را در آلودگی آبها دارد. پروژه GEMS
نزدیک به سه دهه است که سازمان بهداشت جهانی و برنامه محیط زیست سازمان ملل تحت پروژهای به نام GEMS (سیستم مراقبت زیست محیطی ازجهان) ، کیفیت محیط زیست را از نظر اندازه گیری کیفیت هوا ، آب ، آلودگی مواد غذایی و شاخصهای بیولوژیکی مورد مراقبت قرار میدهند. برای جمع آوری اطلاعات در مورد کیفیت آب بیش از 50 پارامتر انتخاب شده است که مهمترین آنها عبارتنداز Do (اکسیژن محلول) ، BoD (اکسیژن مورد نیاز واکنشهای بیوشیمیایی) ، CoD (اکسیژن مورد نیاز واکنشهای شیمیایی) ، میزان کلروفرمها و نیتراتها و فلزات سنگین میباشد. تصفیه آب و فاضلابها آب و فاضلابها برای استفاده و برای برگشت به محیط یا استفاده مجدد نیاز به تصفیه دارند. روشهای مختلفی برای تصفیه آبها و فاضلابها وجود دارد که بسته به مصارف آب و نوع آلودگی از این روشها استفاده میشود.
منبع:http://www.ngdir.ir
بهداشت آب و منابع آن در حوادث این مبحث شامل بخش های زیر می باشد که می توانید با کلیک بر روی صحفه مورد نظر اطلاعات مورد نیاز خود را کسب کنید : 1- مقدمه 3- منابع آب سالم ، آلاینده های عمده آب 4- بیماری هایی که توسط آب منتقل می شوند ، وبا 5- علل عمده اشاعه وبا ، تب تیفوئیدی (حصبه) ،اسهال حونی ، اسهال التهاب روده 6 - هپاتیت عفونی ، ناراحتی های معده و روده بدون درد خاص 7- تصفیه آب ، راههای بهسازی آب ، پالایش آب و روشهای پالایش آب آشامیدنی 8- تصفیه شیمیایی ، قوائد روش کلرزنی ، روش Easy Bleach 9- عملیات بهداشت آب در سوانح ، اهداف رعایت دستورات بهداشتی در تهیه و توزیع آب منبع:سایتhttp://www.emdadgar.com
صفحه۴شكل 3 ـ ايجاد آبشار مصنوعي در روش هوادهي
6- Filtration
بسياري از ذرات معلق در واحد ته نشيني حذف مي گردد اما هنوز ذرات بسيارريزي وجود دارد كه بوسيله يك لايه شن دانه بندي شده به نام فيلتر حذف مي گردد انواع فيلترها شامل : Slow sand filter Rapid sand filter Rapid Pressure filter 7- Disinfection
روشهاي متعددي براي گندزدايي آب وجود دارد كه متداولترين آن روش استفاده از كلر و تركيبات آن است. اين روش به وسيله دو نوع دستگاه تزريق ميگردد: الف) Hypochlorinator ب) Injection Gas Chlorine الف. در اين روش از پودر هيپوكلريت كلسيم استفاده ميگردد پس از انحلال كلر در آب با غلظت 3 ميليگرم برليتر برحسب درصد خلوص به وسيله پمپ ديافراگمي به خط انتقال آب تصفيه شده تزريق ميگردد. ب. كلرزنهاي گازي كه توسط دستگاه Injector به داخل خط آب تصفيه تزريق ميگردد. مزايا و معايب روشهاي گندزدايي:
در روش گندزدايي مايع تكنيك و تجهيزات بسيار ساده بوده، اما به علت ناخالصيهاي موجود در كلر نياز به كنترل و رسيدگي دائم دارد. در روش گندزدايي گازي كيفيت تصفيه بسيار خوب انجام ميگردد اما اين دستگاهها همواره در معرض خطر نشت گاز و انفجار و نياز به آموزشهاي لازم جهت كنترل و حفاظت سيستم دارد.
شكل 4 ـ پاروهاي گردان به منظور لخته سازي
شكل 5 ـ حوضچه سانترينلكوك جهت فرايند اختلاط انعقاد و ته نشيني ذرات كلوئيدي
شكل 6 ـ حوضچه اكسيلاتور جهت فرايند حذف مواد كلوئيدي
شكل 7 ـ حوضچه هاي ته نشيني لاملا (Lamla)
شكل 8 ـ شِماي يك صافي تند و دوتايي در حال تصفيه آب
شكل 9 ـ صافي كُند
انتخاب فرآيند مناسب جهت تصفيه آب
با توجه به تنوع روشهاي مختلف تصفيه در اجتماعات، انتخاب بهترين گزينه تصفيه به شرايط مختلفي ازجمله جمعيت، كيفيت و كميت منابع آب و اعتبارات بستگي دارد. منابع تامين آب در اجتماعات را به دو گروه عمده تقسيم مينمايد:
· منابع سطحي · منابع زيرزميني گروه اوّل ازجمله منابع عمده در تامين آب براي اجتماعات بزرگ محسوب ميگردد اين منابع از لحاظ كمّي حجم قابل توجهي در اختيار اجتماعات زيستي قرار داده معمولاً با احداث سدّ در بالادست محل مصرف، اقدامات اوّليه جهت آبگيري و انتقال به تصفيه خانه انجام ميگردد. اين نوع منابع همواره در معرض خطر آلودگيهاي مختلف ازجمله آلودگي منابع سطحي به فاضلابهاي شهري و صنعتي است كه از عمده مخاطرات آلودگي در اين منابع محسوب ميگردد. از طرفي تخليه پسابهاي كشاورزي به درياچه پشت سدها و افزايش تركيبات ازت و فسفر در فاضلاب اين گروه باعث رشد بيحد و حصر آلگها در پشت مخازن سد گرديده اين امر بر مشكلات ناشي از تصفيه ميافزايد معمولاّ چنانچه درياچه پشت سدها دچار آلودگيهاي جلبكي گردد با استفاده از تركيبات سولفات مس به مقدار يك ميلي گرم بر ليتر ميتوان مخازن را پاكسازي نمود براي دستيابي به منابع سالم در اجتماعات بزرگ بهترين گزينه استفاده از فرآيندهاي پولساتورها است زيرا در اين روش فرآيند با سرعت بالا قادر خواهد بود طيف گسترده اي از ذرات كلوئيدي را از محيط واكنش جداسازي نمايد در پولساتورها با استفاده از تئوري جداسازي بستر لجن تماسي، راندمان جداسازي بهتر انجام ميگردد. معمولاً در اجتماعات كوچك و يا در مناطقي كه دسترسي به منابع سطحي امكان پذير نميباشد از منابع زيرزميني استفاده ميگردد دسترسي به اين منابع توسط چاه هاي عميق و به كمك پمپهاي شناور امكان پذير است. با استفاده از روش لوله گذاري و گراول پك (gravel pack) ميتوان ميزان آبدهي اين نوع چاهها را افزايش داد. منابع آبهاي زيرزميني معمولاً از نظر املاح محلول با توجه به بافت زمين داراي تركيبات افزون بر منابع سطحي هستند بعضي از اين تركيبات نظير تركيبات آهن و منگنز باعث تغييراتي در طعم و رنگ آب ميشوند. منابع زيرزميني آلوده لازم است با روشهاي مختلف، هوادهي شده تركيبات فوق به صورت اكسيد فلز نامحلول از محيط واكنش جداسازي گردد، روش هوادهي پلكاني، ساده ترين و ارزانترين روش در تصفيه آبهاي حاوي آهن و منگنز ميباشد. چنانچه املاح موجود در منابع زيرزميني بيش از حد استاندارد باشد مشكلاتي را از نظر تغييرات رنگ، طعم، بو و ساير مشخصات فيزيكي، همچنين موانعي را از لحاظ مصرف ايجاد مينمايند، استفاده از تركيبات كنترل كننده PH نظير آهك، سود، مواد منعقد كننده مانند سولفات آلومينيوم، كلرورفريك و غيره باعث توليد حجم زيادي لجن در تصفيه خانه هاي آب گرديده اين عمل مشكلات دفع لجن را به همراه دارد. با طراحي بسترهاي لجن خشككن، انواع سانتريفوژها، فيلترهاي پرسي ميتوان لجن مازاد توليدي را جمعآوري و دفع نمود در اين روشها دستگاههاي فيلتر پرس با توجه به فضاي كم اشغالي و راندمان نسبتا بالا از ساير روشها مناسب تر ميباشد در نهايت با توجه به توسعه جمعيت در جوامع جهان و كمبود آب شيرين و سالم به نظر ميرسد كشور ما نيز همانند اكثر كشورهاي در حال توسعه در سالهاي آتي ناگزير به جداكردن سيستم آب شرب و آب آشاميدني گردد و عملاً روش فوق كه طي 40 سال گذشته به عنوان روش قالب در تامين آب شهرها محسوب ميگردد در آينده نزديك نياز به بازنگري اساسي دارد در حال حاضر در شهرهاي بزرگ كشور بيش از 25 درصد از آب تصفيه شده بدون استفاده و در اثر نشت از اتصالات فرسوده موجود در شبكه توزيع از دست ميرود همچنين بصورت روزانه حجم عظيمي از آب تصفيه شده به مصارف غيرشرب ميرسد كه اين عمل بار مالي شديدي را بر مسئولان دولتي تحميل مينمايد، علاوه بر موضوع فوق جدا سازي منابع ميتواند امكان تامين بعضي از املاح نظير آهن كه در سطح گسترده در جوامع ايجاد كمبود مينمايد مرتفع كند. منابع
صفحه۳2 ـ هوادهي Aeration
هوادهي به منظور حذف گازكربنيك، هيدروژن سولفوره، متان، آهن، منگنز، مزه و طعم آب انجام ميشود.
انواع روشهاي هوادهي:
· هوادهي آبشاري. · هوادهي به روش چكانيدن. · هوادهي به روش پودر كردن آب. · باران مصنوعي 3- انعقاد Coagulation
مواد معلق موجود در آب قابل ته نشيني نيستند اين ذرات را كلوئيد مينامند سطح خارجي هر ذره داراي بار الكتريكي منفي است و ذرات از هم دور ميشوند نيروي فوق را Zeta Potential ميگويند. مواد منعقد كننده به عنوان هسته هايي با يون مثبت ذرات كلوئيدي را به هم چسبانده و Flocc تشكيل ميدهد. شكل 1 ـ پودر كردن آب توسط انژكتور در روش هوادهي
جدول 1 ـ نوع و مقدار مواد منعقد كننده
شكل 2 ـ هوادهي در محيط سربسته
4- فلوكولاسيون Flocculation
پس از اختلاط ماده منعقد كننده با آب نياز به كنترل PH محيط ميباشد هر منعقد كننده در 5- تَرسيب Sedimentation
فلوكها كم كم درشتر شده در اثر سكون آب و طي رابطه استوكس سقوط مينمايد معمولاٌ در تجهيزات پيشرفته سه واحد اختلاط، انعقاد و ته نشيني را به صورت مشترك طراحي ميكنند. اين واحدها به چهار گروه تقسيم ميشود: الف. Centrifloc ب. Accelator ج. Pulsator د. (Lamela) Plate Settlers
شكل 3 ـ ايجاد آبشار مصنوعي در روش هوادهي
صفحه۲2-5- Tuberculosis
مايكوباكتريومهاي كمپلكس توبركولوزيس، باكتريهاي مقاوم به اسيد، غيرمتحرّك، بدون اسپور و خاصيت گرم مثبت ضعيف، هستند كه بيشترين راه انتقال آنها از طريق تنفسي است. اما آلودگي منابع آب به برخي از گونه هاي مايكوباكتريوم كه تحت عنوان مايكوباكتريومهاي غير سلي (nontuberculosis) معروف هستند و انتقال آنها از طريق تماس با آب آلوده نيز به اثبات رسيده است. اين ارگانيسمها از انسان به انسان منتقل نميشوند و جزو ارگانيسمهاي منتقله از محيط و عوامل محيطي هستند. مهمترين مايكوباكتريومهاي منتقله از طريق آب، شامل مايكوباكتريوم مارينوم، مايكوباكتريوم اولسرانس و مايكوباكتريوم آويوم اَنتراسلولر، ميباشند كه همگي جزو مايكوباكتريومهاي غيرسلي هستند. روشهاي پيشگيري
رعايت مقررات و موازين بهداشتي خودداري از تميز كردن آكواريوم ماهي، بدون استفاده از دستكش تعويض مرتب آب آكواريوم ماهيها 2-6- Leptospirosis
عامل بيماري باكتري است كه برخي از سروتيپهاي آن بصورت ساپروفيت در آب يافت ميشوند اما برخي انواع عامل بيماري در حيوانات وحشي بوده و به انسان نيز سرايت ميكنند. روش انتقال
عامل بيماري در مجاري ادراري ميزبان زندگي مينمايد آلوده شدن آب گل يا لجن به ادرار باعث بيماري در انسان ميگردد.عامل از طريق زخمهاي پوستي يا مخاط وارد بدن انسان ميگردد. 2-7- Entamoeba histolytica
نوعي پروتوزوئر است كه در شرايط عادي به صورت بيضرر در روده انسان يافت ميشود و در شرايط مناسب مانند كاهش مقاومت بدن، بيماري و غيره باعث بروز اسهال خوني در انسان ميگردد. · كيستهاي خارج شده همراه مدفوع در محيط مقاومند. · در آبهاي پذيرنده تا چند هفته زنده ميمانند. · در آب دريا تا 2 هفته زنده ميمانند. · از طريق مگس و سوسك به راحتي منتقل ميشوند. روشهاي پيشگيري:
با توجه به اينكه كيست عامل بيماري در مقابل كلر، بسيار مقاوم ميباشد لذا بهترين روش جهت حذف عامل بيماريزا استفاده از صافيهاي شني كند ميباشد كه بصورت فيزيكي منابع آب را از عامل بيماري پاك ميكنند. 3- بيماريهايي كه آب محيط پرورش ميزبان يا عامل بيماري است
3-1- Schistosomisis
كرم پهن گروه ترماتود كه در مويرگهاي خوني جداره مثانه فرد مبتلا زندگي ميكند تخم از راه ادرار وارد منابع شده در صورت وجود حلزون Bulinus Truncatus مراحل لاروي و فعاليت را پشت سر گذاشته در صورت تماس پوست با عامل بيماري وارد بدن ميگردد. - اين بيماري خاص مناطق گرمسير است. روشهاي پيشگيري:
· دفع بهداشتي فاضلاب. · بيماريابي و جداسازي بيماران از ساير افراد. · از بين بردن حلزون ميزبان واسط. · حفاظت فردي افرادي كه با آب تماس دارند. 3-2- Fasciola hepatica
از گروه كرمهاي پهن مخصوص مناطقي كه حيوانات علفخوار نظير گوسفند زياد است در آب حلزون Lymnaeidae وجود دارد كه ميزبان وسط انگل است. سپس انگل بروي گياهان اطراف بركه بصورت كيست در ميآيد كه حيوانات با خوردن علفها آلوده شده، انسان نيز بصورت اتفاقي آلوده ميشود. 3-3- Dracunculus Medinensis
كرم ماده در بافت همبندپاي فرد مبتلا زندگي ميكند، پوست را سوراخ كرده لاروهاي خود را به درون آب ميريزد كه در آن سخت پوستي به نام Cyclops زندگي ميكند. خوردن اين سخت پوست همراه آب افراد سالم را مبتلا ميكند. 4- بيماريهايي كه آب به صورت غيرمستقيم در انتشار آن نقش دارد
4-1- Plasmodium Species
بيماري مالاريا كه در اين بيماري عامل از طريق يك ناقل مانند پشه آنوفل از فرد بيمار به فرد سالم انتقال مييابد، در انتقال عامل بيماري آب نقش چنداني ندارد. در صورتي كه محيط مناسب براي تكثير حشره ناقل است، به طوري كه خشكانيدن باتلاقها در نواحي جنوبي كشور براي كاهش ناقل نقش موثري داشته است. 4-2- Onchocerca Volvulus: در اين بيماري كه كوري رودخانه ناميده شده ناقل بيماري نوعي مگس به نام سيموليوم است به نام Simulium damnosum كه در كنار سنگريزهاي رودخانه تخمگذاري كرده شرايط محيطي كه از طريق آب بوجود آورده امكان تكثير حشره و در نتيجه افزايش تعداد بيماران را فراهم ميكند. آشنايي با فرايندهاي تصفيه آب در تاسيسات بزرگ
Preliminary Treatment Aeration Coagulation Flocculation Sedimentation Filtration Disinfection 1 ـ آماده سازي اوّليه Preliminary Treatment
اين نوع با توجه به نوع منابع آب متغير است ممكن است از يك ته نشيني ساده تشكيل شود و يا با استفاده از مواد شيميايي تصفيه شيميايي روي آن انجام شود هدف از مرحله پيش تصفيه جداسازي اجسام شناور، حذف جلبكها، ته نشيني مواد معلق قابل ته نشيني ميباشد. جلبكها مهمترين عامل حذف، در فرايند پيش تصفيه هستند. مهمترين جلبكها شامل: Blue – Green Algae Green Algae Diatomos Pigmented Flagellate مهمترين مشكلات آلگها در فرايند تصفيه عبارتست از:
· گرفتگي صافيها. · ايجاد قشر لزج ژلاتيني. · ايجاد رنگ، بو و مزه. · افزايش فرايند خوردگي. · تداخل در ساير فرايندهاي تصفيه. · بروز سميت روشهاي كنترل
· سولفات مس به ميزان يك ميليگرم بر ليتر. · استفاده از كربن اكتيو گرانوله. · كاهش قليائيت به ميزان كمتر از 50 2 ـ هوادهي Aeration
بيماريهاي منتقله از طريق آب Waterborne Diseases دكتر محمدرضا مسعودي نژاد دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي، دانشكده بهداشت اهداف درس
واژگان كليدي
آب ، بیماری ، دستگاه های تصفیه. نقش آب در انتقال بيماريها
1 ـ بيماريهايي كه در اثر افزايش يا كمبود املاح محلول، موجود در آب آشاميدني بروز ميكند 2 ـ بيماريهايي كه آب وسيله انتقال آنها است 3 ـ بيماريهايي كه آب، محيط پرورش ميزبان يا عامل سببي آنها است 4 ـ بيماريهايي كه آب به صورت غيرمستقيم در انتشار آنها نقش دارد. 1-1- نقش افزايش املاح محلول در انتقال بيماريها
1-1-1- مِتهِموگلوبينمي (Blue babies) Methemoglobinemia
اين بيماري در اثر افزايش نيترات به ميزان 45 ميليگرم بر ليتر ايجاد ميگردد.
1-1-2- فلوئوروزيس دندانها Dental Fluorosis :
افزايش ميزان فلوئور بيش از 2 تا 3 ميليگرم بر ليتر در آب آشاميدني. 1-2-3- سرطانزايي
- افزايش هيدروكربورهاي حلقوي در غلظت بيش از 2/0 ميكروگرم بر ليتر در آب آشاميدني - افزايش احتمال بروز سرطان در مصرف آبهاي آلوده بيش از 05/0 ميليگرم بر ليتر ارسنيك - افزايش احتمال بروز سرطان در مصرف آبهاي آلوده به تركيبات نيتروزامين. 1-2- نقش كاهش املاح محلول با انتقال بيماريها
1-2-1- كمبود يد كمتر از يك ميليگرم بر ليتر مشروط بر عدم تامين يد مورد نياز از ساير منابع غذايي 1-2-2- پوسيدگي دندان، كمبود فلوئور كمتر از 5/0 ميليگرم بر ليتر باعث افزايش پوسيدگي دندان 1-2-3- بيماريهاي قلبي ـ عروقي، مصرف آبهاي سبك (كمتر از 100 تا 150 ميليگرم بر ليتر) باعث گسترش بيماريهاي قلبي، عروقي ميگردد. 2- بيماريهايي كه آب وسيله انتقال بيماري است
2-1- ويبريو كلرا، عامل وبا Vibrio Cholerae 2-2- سالمونلا تيفي، عامل تب روده Typhoid Fever 2-3- شيگلا، عامل شيگلوز Shigellosis 2-4- فرانسيسلا تولارنسيس، عامل تولارمي Francisella Tularensis 2-5- مايكوباكتريوم توبركولوزيس، عامل سِل Tuberculosis 2-6- لپتوسپيرا، عامل لپتوسپيروز Leptospirosis 2-7- آنتاموبا هيستوليتيكا، عامل آميبياز Entamoeba histolytica 2-1- Vibrio Cholerae
باكتري است متحرك، هوازي بيهوازي اختياري، گرم منفي، بدون اسپور، بدون كپسول، در دماي 22-40 درجه سانتيگراد رشد ميكند. · در البسه مرطوب و آلوده 1-3 روز · در سبزيجات و ميوه هاي تازه 4-7 روز · در مخازن نگهداري آب 6 تا 9 هفته · در آب دريا تا 4 روز · در آبهاي سطحي تا 13روز روش كنترل
· كلرزني 2 تا 3 ppm براي مدت 10 دقيقه. · شستشوي توالتها با گندزدا · حوضچه ته نشيني · استفاده از صافي شني كند 2-2- Typhoid Fever
عامل بيماري سالمونلا تيفي، باسيل متحرك، بدون اسپور، هوازي بيهوازي اختياري، جايگريني در روده، ورود به غدد لنفاوي، جريان خون، بروز تب شديد. · در آبهاي گل آلوده تا يكسال · در مخازن نگهداري تا 6 ماه · در يخ تا 3 ماه · كره، خامه، پنير تا چند هفته آلودگي از طريق آب آلوده، غذاي آلوده، حشرات روش كنترل
· گندزدايي با كلر · بهداشت فردي · كارت معاينه بهداشتي (ناقلين سالم) · كنترل حشرات · كنترل مخازن آب · رعايت فاصله در محل توالتها 2-3- Shigellosis
از دسته آنتروباكترياسه ميباشد، بدون تاژك و بيحركت، بدون كپسول و اسپور، ميله اي شكل. داراي 4 گونه اصلي: S . Sonnei S . Dysenteriae S . Flexneri S . Boydii علائم: ايجاد اسهال همراه بلغم و خون در آبهاي تميز تا يكماه و در آب دريا تا 15 روز زنده ميماند. روشهاي كنترل
· آموزش بهداشت فردي · كنترل افرادي كه با موادغذايي سروكار دارند · كنترل حشرات نظير مگس · بهداشت موادغذايي (مخصوص مواد لبني) · رعايت فاصله در چاههاي توالت با مخازن و چاههاي آب ـ كنترل عوامل ميكروبي حداقل 11 متر در خلاف جهت حركت آبهاي زيرزميني ـ كنترل عوامل شيميايي حداقل 45 متر در خلاف جهت حركت آبهاي زيرزميني ـ كلرزني آب مصرفي و كنترل مخازن نگهداري 2-4- Francisella Tularensis
باسيل غيرمتحرك، گرم منفي، مطلقاٌ هوازي، عامل بيماري مشترك انسان و حيوان، مخزن، اكثراٌ حيوانات وحشي، حيوانات اهلي عامل انتقال:
· تماس با آب، گل و لجن آغشته به مدفوع حيوانات آلوده. · تماس زخمهاي پوستي با محيط آلوده. · حشرات نيش زننده. · مصرف گوشت آلوده شكار. · عامل بيماري در آبهاي سرد تا 23 روز و در آبهاي يخزده تا 30 روز زنده ميماند. · در اثر تماس زخم با محيط آلوده ايجاد تورم در محل زخم. · در اثر تماس چشمها با آب آلوده ايجاد ورم ملتحمه چشم. · در اثر مصرف خوردن گوشت آلوده شكار عوارض گوارشي. 2-5- Tuberculosis
۴2 ـ مواد سمي طبيعي در محصولات غذايي حيواني
معروفترين اين سموم، را در صدفهاي سمّي، برخي ماهيها كه از آلگهاي سمي قرمز و قهوه اي در فصلهاي خاصي تغذيه ميكنند، ماهي تترودون (فوگل يا چلابي) كه حاوي سم Tetrodotoxin است و مسموميت از مصرف ماهي سيگاترا (Ciguatera) را ميتوان نام برد. 3 ـ مايكوتوكسينها (Mycotoxins)
بسياري از قارچها و كپكها داراي تركيبات سمي خاصي هستند كه به هنگام رشد روي مواد غذايي آنها را به خارج ترشح ميكنند (اگزوتوكسين) و به علاوه وجود تركيبات سمي موجود در آنها (آندوتوكسين) نيز به هنگام مصرف مواد غذايي آلوده به قارچها سبب مسموميت ميشود. تعدادي از معروفترين مايكوتوكسينهايي كه از طريق مواد غذايي مشكلاتي بوجود ميآورند عبارتند از: ارگوت، آفلاتوكسين، (آفلاتوكسين كه از قارچ آسپرژيلوس فلاووس و آسپرژيلوس پارازيتيكوس ترشح ميشود معمولا خشكبار مثل پسته و بادام زميني را آلوده ميكند. نوع Bl آن بيشترين اثر سمي و كارسينوژنيك را دارا است). تريكوتسنها، (قارچ زرد نارنجي كه گاهي روي نان نيز رشد ميكند فوزاريوم اورانتراكوم، مولد سم تريكوتسن است لازم به يادآوري است هنگامي كه خانواده ها نان را در شرايط نامناسب، نگهداري ميكنند و سپس به دليل كپك زدگي در زباله ميريزند افرادي با جمع آوري آنها و استفاده از آنها در دامداريها، از طريق شير دامها مايكوتوكسينها را به طور غير مستقيم وارد تغذيه انسان ميكنند). فومونيزينها(Fumonisins) ، پاتولين، زئارالنون (Zearalenone) ، آكراتوكسين (Achratoxin) و مسموميت ناشي از مصرف قارچهاي سمي خوراكي (Mycetismus) كه تاكنون حدود 50 تركيب سمي در آنها شناخته شده است در همين بخش قابل بحث و بررسي است. مايكوتوكسينها مواد طبيعي هستند كه به وسيله بسياري از قارچها به عنوان متابوليتهاي ثانويه توليد ميگردند و اكثراً براي حيوانات و انسانها بيماريزا ميباشند. تعداد مايكوتوكسينها تا بيش از 300 تخمين زده شده است و به وسيله بيش از 350 گونه قارچ، توليد ميگردند. ولي مايكوتوكسين T2 تنها مايكوتوكسيني است كه تا كنون به عنوان سلاح بيولوژيك، مورد سوء استفاده تروريستها قرار گرفته است. مايكوتوكسينهاي تريكوتِسِن (T-2) بيش از 40 نوع مواد بيولوژيك هستند كه به وسيله قارچهاي جنس فوزاريوم (Fusarium) توليد ميشوند. فوزاريوم، يكي از كپكهاي شايع غلاّت است و به فراواني در محيط، يافت ميشود. اينها اجسام مركب با وزن مولكولي پائين هستند كه از پايداري محيطي بالايي برخوردارند. ضمناَ تنها توكسينهايي هستند كه عليه پوست سالم نيز فعالند و در عرض چند دقيقه تا چند ساعت پس از تماس، قادر به ايجاد تاول ميباشند. شايان ذكر است كه مقاومت بسيار بالاي اين مواد در مقابل حرارت و اشعه ماوراء بنفش، سهولت دسترسي به آنها و اينكه جزو قويترين سموم طبيعي هستند، اين توكسينها را كانديد سوء استفاده در جنگهاي بيولوژيك نموده است. باكتريها و ويروسهاي مهم در بهداشت مواد غذايي
الف ـ باكتريهاي عامل مسموميت غذايي
اين باكتريها در دو گروه گرم مثبت و گرم منفي طبقه بندي ميشوند : گروه اول باكتريهاي گرم مثبت شامل ميكروبهاي گرد (استافيلوكوك، استرپتوكوك) و ميكروبهاي ميله اي شكل مولد اسپور (كلوستريديومها، باسيلوس سرئوس) و گروه دوم ميكروبهاي گرم منفي شامل انواع سالمونلا، اشريشيا كولي، ويبريو پاراهموليتيكوس ميباشند. ب ـ باكتريهاي عامل عفونتهاي غذايي
بسياري از باكتريها مانند عوامل سببي سل، بروسلوز، سياه زخم، وبا، تيفوئيد . . . ممكن است از طريق مواد غذايي موجب ابتلاء انسان شوند، آلودگي مواد غذايي به اين باكتريها هم به صورت آلودگي اوليه (مثلا سل و بروسلوز) و هم به صورت آلودگي ثانويه (مثل وبا) ممكن است اتفاق بيفتد. ج ـ ويروسهاي عامل بيماريهاي ناشي از غذا (Foodborne Viruses)
مهمترين اين ويروسها عبارتند از ويروسهاي هپاتيت A و E ، نورواك و شبه نورواك. شايان ذكر است كه ويروسهاي هپاتيت A و E در شرايط انجماد مواد غذايي، سالها ميتوانند زنده بمانند اما در حرارت 85 تا 95 درجه در مدت 1 دقيقه از بين ميروند. ويروس هپاتيت E در آفريقا و هند و بعضي از كشورهاي آسيايي ديگر، به طور عمده از طريق آب آلوده به مدفوع و نيز مواد غذايي آميخته به آب آلوده هم به صورت اپيدميك و هم به شكل اسپوراديك، موجب ابتلاء انسان ميشود ليكن كلرينه كردن كامل آب و يا جوشانيدن آن، سبب از بين رفتن اين ويروس ميگردد. اولين همه گيري آن در ايران در اواخر زمستان 1369 و بهار 1370 در اثر آلودگي آب آشاميدني شهر كرمانشاه به فاضلاب اماكن انساني، حادث شد و ضمن مبتلا كردن هزاران نفر از ساكنين آن شهر، باعث بروز مواردي از زايمان زودرس، سقط جنين و مرگ خانمهاي باردار در سه ماهه آخر حاملگي گرديد. ولي با افزايش ميزان كلر آبها، مصرف موقت آب جوشيده و تغيير مسير فاضلاب اصلي شهر كه به قبل از تصفيه خانه، تخليه ميشد به سرعت، كنترل گرديد. نورواك (Norwalk) نام مدرسه اي در اوهايو است كه براي نخستين بار، در يك اپيدمي گاستروآنتريت نزد دانش آموزان مدرسه، ويروس عامل آن شناسايي و بنام مدرسه مذكور نامگذاري شده است. اين ويروس بسيار كوچك و شكل آن گرد است. و ويروسهاي شبيه نورواك با ارتباط مدفوعي ـ دهاني عامل موارد بسيار زيادي از گاستروآنتريتها ميباشند. ويروسهـاي ديگـري نيـز كـه توسط آبهاي آلوده و فراورده هاي دريايي بـا طبخ ناكافـي موجب ايجاد گاستروآنتريت يا عوارض ديگر ميشوند شناخته شده اند (مثلا آنتروويروسها، كروناويروسها، آدنوويروسها و . . .). ضمناً پريونها (Prions) را اگرچه نميتوان مشخصا به عنوان ويروس شناخت. ليكن در اين مبحث به يك مورد معروف آن يعني عامل جنون گاوي اشاره ميكنيم، پريون مورد اشاره از طريق مصرف پودر گوشت و غدد لنفاوي گاوهاي آلوده به ساير گاوها سرايت ميكند و در مواردي مصرف گوشت و مغز گاوهاي آلوده موجب ابتلاء انسان و حتي مرگ شده است. جدول 1 ـ برخي نشانيهاي باليني در تعدادي از بيماريهاي باكتريال و ويروسي ناشي از غذا
(1) ـ اشريشيا كوكي انتروتوكسي ژن (2) ـ اشريشيا كوكي انترواينويزيو (3) ـ اشريشيا كوكي انتروهموراژيك چند تذكر مهم براي پيشگيري از مسموميتهاي غذايي
1 ـ مواد غذايي پخته شده را يا بايد كاملا سرد (در يخچال و فريزر) و يا كاملا داغ (در حرارت بالاي 70 درجه روي شعله ملايم آتش) نگهداشت در شرايط غير از اين دو مورد، خطرات بروز مسموميتهاي غذايي بخصوص از انواعي كه عامل پيدايش آنها اگزوتوكسين ميكروبي است وجود خواهد داشت. 2 ـ غذاهاي پخته نگهداري شده در يخچال را قبل از مصرف بايد حداقل به مدت 10 دقيقه جوشاند. 3 ـ از تماس مواد غذايي آماده مصرف با مواد غذايي خام و ظروف و وسائل مرتبط با آنها بايد به طور جدي اجتناب كرد. 4 ـ مواد غذايي كنسرو شده را پس از باز كردن قوطي به سرعت بايد مصرف نمود ضمناً علاوه بر دقت در سلامت كنسرو، جوشاندن محتواي قوطي پس از باز كردن آن و قبل از مصرف، خطر مسموميت ناشي از بوتوليسم را برطرف ساخت. 5 ـ آلودگي جوشها و زخمهاي پوستي و همچنين ترشحاتي كه هنگام صحبت كردن، عطسه و سرفه ممكن است به اطراف، پخش شود به داخل مواد غذايي وارد شده، خطر مسموميتهاي استافيلوكوكي را افزايش ميدهد لذا بايد مراقبتهاي لازم را در اين زمينه بعمل آورد و از نگهداري غذاي آماده در محيط معمولي (غير از يخچال يا روي آتش) خودداري نمود. 6 ـ چون در كشك مايع كه در شيشه هاي در بسته عرضه ميشود خطر حضور و فعاليت عامل بوتوليسم وجود دارد لذا جوشانيدن كشك مورد اشاره قبل از مصرف براي اطمينان به از بين رفتن اگزوتوكسين بوتوليسم (در عرض 20 دقيقه) لازم است. منابع
۳اصول كلي نگهداري مواد غذايي
با شناسايي عوامل فساد، تدابيري كه براي حذف و كنترل آنها به كار گرفته ميشود ميتواند سبب نگهداري يا تاخير در فساد مواد غذايي شود، در اين جا به طور فهرست وار به مهمترين شيوه هاي نگهداري مواد غذايي اشاره ميكنيم. 1 ـ استفاده از سرما
سرما، سبب كُند شدن يا توقف فعاليت عوامل بيولوژيك و آنزيمها ميشود سرماي حدود 5-4 درجه بالاي صفر مثلا در يخچالهاي خانگي (دماي يخچالهاي خانگي حداكثر تا 10 درجه بالاي صفر قابل قبول است ليكن دماي نهايي يخچال نبايد از 5 درجه بيشتر باشد) براي نگهداري كوتاه مدت و سرماي حدود 18 درجه زير صفر، مثلا در فريزرهاي خانگي (دماي 18 درجه زير صفر، دماي سردخانه هاي زير صفري است كه براي نگهداري چند ماهه گوشت و مواد غذايي منجمد بكار ميرود. معمولا انجماد لاشه در سرماي حدود 40 درجه زير صفر و در تونلهاي خاص به سرعت انجام ميشود و سپس به سردخانه هاي حدود 18 درجه منتقل ميگردد) براي نگهداري طولاني تر (حدود 6 ماه تا يكسال) بكار گرفته ميشود. انجماد مواد غذايي بايد با سرماي شديد و به سرعت انجام شود تا آب داخل سلولي و خارج سلولي به طور همزمان منجمد شوند و جدار سلولها پاره نشود بعكس در هنگام خارج كردن مواد غذايي منجمد از حالت انجماد بايد مواد غذايي را در يخچال يا دماي محيط قرار داد تا به آرامي از انجماد خارج شود (آب داخل سلولي و خارج سلولي تقريبا همزمان از انجماد خارج شود). 2 ـ كنسرواسيون
با توجه به اين كه محتويات داخل قوطي كنسرو در حرارت 120 درجه سانتيگراد و تحت 5 اتمسفر فشار به مدت 20 دقيقه از باكتريها و اسپور آنها عاري خواهد شد و نظر باينكه قوطي سالم كنسرو امكان نفوذ مجدد عوامل فساد را غيرممكن ميسازد لذا محتواي داخل قوطيهاي كنسرو بدون نياز به شيوه هاي ديگر نگهداري (مثلا استفاده از سرما) قابل نگهداري خواهد بود. احتياطا با توجه به امكان ناكافي بودن حرارت استريليزاسيون در برخي قوطيهاي كنسرو و باقي ماندن احتمالي اسپور كلوستريديوم بوتولينوم، توصيه ميشود قوطي كنسرو را قبل از باز كردن مدت 20 دقيقه در آب جوشان قرار دهند (سم بوتوليسم در كمتر از مدت 20 دقيقه جوشيدن، از بين ميرود). ضربه ديدن قوطيها به هنگام حمل و نقل، خطر ايجاد منافذ ريز و فساد محتواي قوطيها را به دنبال دارد. همچنين باد كردن سر و ته قوطي، نشانه فعاليتهاي باكتريايي در قوطي و غير قابل مصرف بودن آن است. 3 ـ خشك كردن
خشك كردن، قديمي ترين و متداول ترين شيوه نگهداري مواد غذايي است كه با حذف آب مانع فعاليتهاي بيولوژيك و آنزيماتيك براي فساد مواد غذايي ميگردد. توصيه ميشود به هنگام خشك كردن سبزيها، ابتدا آنها را به مدت 1 دقيقه در بخار 100 درجه و يا به مدت 3-2 دقيقه در آب داغ 85 تا 90 درجه قرار دهند تا با بي اثر كردن آنزيمهاي موجود در سبزي (عمل بلانچينگ) محصول خشك كرده با كيفيت بهتر فراهم گردد. 4 ـ تغليظ و افزايش فشار اسمزي
تهيه رُب و دوشاب، شيره از آب ميوه ها، تهيه مربا و مانند اينها با نامساعد كردن فعاليت عوامل قارچي و باكتريايي به خاطر كاهش آب فعال و افزايش فشار اسمزي سبب نگهداري مواد غذايي ميشود. 5 ـ استفاده از نمك
نمك به طور كلي موجب مرگ ميكروارگانيسمها نميشود اما با افزايش فشار اسمزي، مانع فعاليت آنها ميگردد. ميزان نمك مورد استفاده براي نگهداري پنير 13% و براي نگهداري محصولات شور، حدود 6% است. 6 ـ روشهاي ديگر
استفاده از سركه، دودي كردن، استفاده از اشعه گاما، تخمير، استفاده از مواد شيميايي، روشهاي چندگانه (استفاده همزمان از 2 يا چند روش) و نيز روشهاي جديد ديگر، هر كدام به گونه اي موجب كاهش يا توقف فعاليتهاي عوامل بيولوژيك ميشوند، ليكن به كارگيري هر يك از اين روشها مستلزم اطمينان از عدم زيان بخشي آن است. بيماريهاي ناشي از غذا (Foodborne Diseases)
بيماريهاي ناشي از غذا، طيف گسترده اي از بيماريها را تشكيل ميدهد كه در پيدايش آنها گاهي عوامل طبيعي موجود در مواد خوردني و غالبا عوامل بيروني بيماري زا (عوامل بيولوژيك، سموم) و در مواردي نيز نقص سيستم آنزيمي و حساسيتهاي فردي نقش دارند. به نظر ميرسد بتوان در يك تقسيم بندي كلي، بيماريهاي ناشي از مصرف مواد غذايي را در 4 گروه زير طبقه بندي كرد. 1 ـ مسموميتهاي غذايي (Food poisoning)
مسموميتهاي غذايي، به مفهوم جامع آن يعني مسموميتهاي ناشي از مصرف مواد غذايي شامل مسموميتهاي ناشي از سموم طبيعي (كه نمونه هايي از آنها ذكر خواهد شد)، سموم باكتريال، قارچي، سموم شيميايي و مصنوعي (سموم فلزي، سموم دفع آفات نباتي و غيره) و سمومي كه به عنوان متابوليت ناشي از فعاليتهاي آنزيماتيك عوامل خارجي يا داخلي در مواد غذايي پيدا ميشوند بخش مهمي از بيماريهاي ناشي از مصرف غذا را تشكيل ميدهند. 2 ـ عفونتهاي غذايي ((Food Infection
دسته ديگر از بيماريهاي ناشي از مصرف غذا را در حقيقت بايد عفونتهاي غذايي دانست، اين دسته از بيماريها نتيجه ورود عوامل بيماريزاي زنده (باكتريها، ويروسها، پروتوزوآها، قارچها، انگلها . . .) به مواد غذايي مورد مصرف ميباشد. 3 ـ حساسيتهاي غذايي (Food Allergy)
اگر چه در حساسيتهاي غذايي (آتوپي و آنافيلاكسي) زمينه خاصي در شخص وجود دارد و در حقيقت همين زمينه (ذاتي يا اكتسابي) موجب ظهور نشانيهاي حساسيت نزد مصرف كننده مواد غذايي ميشود بسياري از تركيبات طبيعي مواد غذايي ميتواند نزد افراد مستعد، حساسيتزا باشد اما در موارد متعددي نيز نوع ماده غذايي و نحوه فرايند آن در پيدايش حساسيت، نقش دارد به عنوان مثال وجود عامل 5 هيدروكسي تريپتامين در موز و خربزه، تبديل اسيد آمينه هيستيدين به هيستامين در انجماد غير سريع ماهي و در سرماي اندك و نيز مراحل اوّليه رشد قارچها در روي مواد غذايي در ظهور نشانيهاي حساسيت نقش مستقيم دارند. 4 ـ دسته چهارم عدم تحمل غذايي (Food Intolerance)
در حقيقت ناسازگاري ناشي از اشكالات ارگانيك است نمونه بسيار متداول و معروف آن عدم تحمل مصرف شير بدليل فقدان يا كمبود آنزيم لاكتاز در مصرف كننده و در نتيجه عدم هضم لاكتوز شير و تجزيه لاكتوز توسط باكتريهاي فلور روده بزرگ ميباشد. نمونه مشهور ديگر آثار سوء ناشي از مصرف باقلا و مواد طبيعي موجود در آن نزد كساني است كه دچار كمبود يا فقدان آنزيم G6.P.D (گلوكز 6 فسفات دهيدروژناز) در گلبولهاي قرمز ميباشند. در اين افراد با مصرف باقلا بخصوص به صورت خام يا بعضي از داروها و مواد اكسيدان ديگر، هموليز صورت ميگيرد و اصطلاحا فاويسم ناميده ميشود. مواد سمي طبيعي
هنگامي كه سخن از مسموميتهاي غذايي به ميان ميآيد غالبا توجه همه به سموم باكتريال و گاهي به مواد سمي شيميايي معطوف ميشود، ليكن علاوه بر اينها تعداد قابل توجهي از مواد سمي طبيعي در گياهان و محصولات غذايي حيواني يا ناشي از فعاليتهاي كپكها وجود دارند كه در حد خود، مهم ميباشند و در اين جا به طور مختصر اشاره اي به آنها مينماييم : 1 ـ مواد سمي طبيعي در مواد غذايي گياهي (Phytoalexine)
در بسياري از مواد غذايي با منشاء گياهي به طور طبيعي تركيبات شيميايي خاصي يافت ميشوند كه آثار سمي و زيان بخش آنها مورد مطالعه قرار گرفته است و در مواردي كه مقدار يا طول زمان مصرف آنها زياد بوده نشانه هاي باليني ناشي از آنها در اشكال شديد و خفيف ظاهر گرديده است. قبل از اشاره به نمونه اي از فيتوآلكسينها تذكر يك نكته مهم لازم است: توجه به وجود فيتوآلكسينها در مواد غذايي مورد مصرف را به هيچ عنوان نبايد به معناي ضرورت اجتناب از مصرف اينگونه مواد غذايي، نتيجه گيري نمود بلكه در كنار آثار نامطلوب شناخته شده براي اين تركيبات شيميايي طبيعي، آثار بسيار مفيدي نيز براي بسياري از آنها شناخته شـده است (به عنوان مثال ميتوان به آثار ضد سرطاني و آنتي اكسيداني بسياري از اين تركيبات و نقش آنها در خنثي كردن راديكالهاي آزاد مثبت اشاره كرد ـ شرح بسيار مفصلي در باره اين تركيبات و آثار نامطلوب و درماني و پيشگيرانه فيتوآلكسينها را ميتوان در جلد 3 منبع شماره 6 مورد استفاده در اين گفتار، يافت). در اينجا نمونه هايي از اين تركيبات را كه به طور طبيعي در مواد غذايي مورد مصرف وجود دارند به عنوان مثال يادآور ميشويم: · تركيبات سيانوژنتيك:در بادام تلخ، هسته هاي تلخ، لوبيا و برخي حبوبات ديگر، ذرت خوشه اي، مانيوك. · تركيبات گواتروژن : (تيوسيانات ـ گواترين، آليل ايزوسيانات) موجود در انواع كلم، شلغم، تخم خردل (سفيد و سياه)، سويا، گردو و بادام زميني . . . · فوراتوكومارين : در پوست ليمو، كرفس، جعفري · اگزالاتها : در ريواس، اسفناج، سيب زميني شيرين (Pomea Status) (سيب زميني شيرين كه بيش از يك سوم آن معمولا در طول نگهداري و عرضه خراب ميشود در فرايند خراب شدن آن يك تركيب زيان بخش فورانوسزگويي ترپن بنام Ipomeamaron با اثر هپاتوتوكسيك و تعدادي از مشتقات Ipomeanine با اثر ايجاد كننده ادم ريوي ايجاد ميگردد) كاكائو، چاي، گوجه فرنگي، كنجد و جعفري. · نيتراتها : در چغندر، اسفناج، هويج. · سولانين و مشتقات آن : در سيب زميني (در سيب زميني معمولي نيز در فرايند سبز شدن و خراب شدن، لپتين كه مهار كننده آنزيم كولين استراز است ايجاد ميگردد)، سيب زميني جوانه زده و پوست آن، بادنجان نارس، گوجه فرنگي نارس، فلفل سبز ( Capsidiol در فلفل سبز وجود دارد). · تاننها : در پوست انار، چاي، قهوه · گلوكزيدها : شامل گلوكزيدهاي سيانوژنتيك نظير آنچه كه در بادام تلخ و لوبياها وجود دارد، همچنين ساپونينها، گليكوزينولاتها و . . . · آلكالوئيدها : كه در برخي گياهان دارويي و مورد مصرف در تغذيه يافت ميشود. · فاكتورهاي ضد تغذيه اي (Antinutritional) : كه شامل مهار كننده هاي آنزيمهاي گوارشي، لسيتينها (با خاصيت آگلوتينه كردن گلبولهاي قرمز)، آمينواسيدهاي سمي و غيره ميباشند. · فلاوينوئيدها 2 ـ مواد سمي طبيعي در محصولات غذايي حيواني
۲آلودگيهاي اوليه و ثانويه
به اعتباري ميتوان آلودگي مواد غذايي را در به دو شكل آلودگي اوّليه و ثانويه طبقه بندي كرد (اگر چه در مواردي نيز تفكيك اين دو شكل آسان و روشن نيست) . در آلودگي اوّليه، ماده غذايي از آغاز به ميكروارگانيسم يا ماده خاصي آلوده است نظير وجود مايكوباكتريوم بويس در شير گاو مسلول، باسيلوس آنتراسيس در گوشت گوسفند مبتلا به سياه زخم، وجود سم در قارچ سمي و مانند اينها اما در آلودگي ثانويه، عامل آلودگي در يكي از مراحل تهيه، توليد، نگهداري تا هنگام مصرف به طريقي وارد ماده غذايي ميگردد. آلودگيهاي ثانويه بيشترين موارد آلودگيهاي مواد غذايي را تشكيل ميدهند و رعايت اصول بهداشتي نقش اساسي در پيشگيري از اينگونه آلودگيها دارد. چگونگي آلودگي مواد غذايي در طبيعت
نظر به اين كه منشاء مواد اوليه غذا با خاك و آب در ارتباط است لذا تعدادي از باكتريهاي موجود در اين دو عامل محيطي به مواد غذايي راه مييابند و باقي ميمانند مگر اين كه در مراحل تهيه غذا، اين باكتريها حذف گردند. علاوه بر اين به طور خاص بعضي از پاتوژنهاي انساني مثلا از طريق منابع آلوده حيواني و نيز از افراد تهيه كننده و جابجا كننده مواد غذايي سرچشمه ميگيرند. بررسيهاي انجام شده نشان ميدهد كه فقط تعداد كمي از باكتريهاي فراواني كه در خاك وجود دارد، در مواد غذايي تهيه شده از منشاء گياهي و حيواني يافت ميشوند. اما در مواد غذايي به دست آمده از آب تازه و درياها و اقيانوسها درصد بالاتري از بيوتاي (Biota) باكتريايي اين محيط مشاهده ميشود. معمولا در هر يك گرم خاك غني شده مزارع، حدود يك ميليارد باكتري گرم مثبت و گرم منفي وجود دارد بعضي باكتريهاي مهم مواد غذايي مثل كلوستريديوم بوتولينوم و باسيلوس سرئوس باكتريهاي خاك زي ميباشند. با ذكر اين مقدمه اينك نگاهي گذرا به راه هاي مختلف آلودگي مواد غذايي در طبيعت خواهيم داشت. الف : آلودگي اوّليه گياهان
در سطوح خارجي گياهان تعداد زيادي از ميكروبهاي موجود در خاك و آب و هوا ديده ميشود اما در داخل نسوج سالم گياهي معمولا ميكروبي وجود ندارد. علاوه بر آلودگيهاي اوّليه، گياهان و فراورده هاي گياهي از طريق خاك، باد، فاضلاب، آب، حشرات، حيوانات، وسائل حمل و نقل و غيره نيز در معرض آلودگيهاي ثانويه ميباشند. ب : آلودگي مواد غذايي توسط حيوانات
ميكروبهاي متعددي در روده، شاخ، سم و موهاي حيوانات وجود دارند كه غالبا از طريق خاك، فضولات، علوفه و آب در قسمتهاي ذكر شده از بدن حيوانات، وارد و مستقر ميشوند كه بسياري از آنها زيان بخش و عامل فساد ميباشند. با وجود اينها، آلودگيهاي سطحي گوشت به مراتب كمتر است و در صورت سلامت حيوان، تقريبا آلودگي عمقي گوشت آنها نيز بسيار كمياب است. ماهيها و حيوانات دريايي نيز داراي ميكروبهاي طبيعي سطحي ميباشند كه همين ميكروبها در فساد محصولات آنها نقش مهمي دارند. علاوه بر اينها گوشت حيوانات و فراورده هاي آن ممكن است به طور ثانويه آلوده شوند و از اين طريق نيز مشكلاتي براي مصرف كنندگان ايجاد نمايند، نمونه بسيار متداول اينگونه آلودگيها، آلودگي ثانويه گوشت مرغ به انواع سالمونلا (بخصوص سالمونلا انتريتيديس) به هنگام پركني و تخليه شكم، شستشوي اوّليه و بسته بندي و حمل و نقل است (تقريبا اين گونه آلودگي قطعي است اما اگر عمل طبخ به طور كامل صورت گيرد و مرغ پخته با دستها، ظروف و وسائلي كه به نحوي با گوشت مرغ نپخته در ارتباط بود تماس پيدا نكند، خطر سالمونلوز، مرتفع خواهد گرديد لذا ميتوان نتيجه گرفت موارد ابتلاء به سالمونلوز از مصرف مرغ پخته غالبا نتيجه تماس مجدد مرغ پخته با دست، ظروف و وسائلي مرتبط با مرغ طبخ نشده است). شير دام سالم حتي اگر در شرايط آسپسي، دوشيده شود به طور طبيعي داراي برخي از باكتريها است. در روده حيوانات باكتريهاي مختلف از جمله باكتريهاي بيماري زا وجود دارد كه توسط مدفوع، محيط و گياهان را آلوده ميكند، مگس، حشرات و حتي پرندگان نيز در انتقال مكانيكي آلودگيهاي ميكروبي نقش مهمي دارند. ج : آلودگيهاي مواد غذايي بوسيله آبهاي آلوده و مواد دفعي
استفاده از آبهاي آلوده و كودهاي حيواني و انساني از مهمترين عوامل آلودگي محصولات گياهي به باكتريهاي بيماريزا از جمله عوامل ايجاد گاستروآنتريت ميباشد. ورود بقاياي سموم، فاضلابهاي صنعتي و مواد شيميايي به آبها ميتواند مسائل بهداشتي مهمي نظير تجمع سموم و فلزات سنگين در نسوج حيوانات آبزي و فراورده هاي غذايي آنها و همچنين آلودگي سبزيها و محصولات گياهي را به دنبال داشته باشد. مسائلي كه در چند دهه اخير مشكلات قابل توجهي براي انسان ايجاد كرده است. د : آلودگي مواد غذايي بوسيله خاك
در خاك متنوع ترين آلودگيهاي ميكروبي و قارچي را ميتوان يافت كه در مقدمه اين بحث به آن اشاره شد. ه : آلودگي مواد غذايي بوسيله هوا
هوا به طور طبيعي داراي ميكروب خاصي نيست و آنچه كه از باكتريها، اسپور قارچها، مخمرها، ويروسها و غيره در آن يافت ميشود معمولا به طور ثانوي و از طريق خاك، حيوانات و انسان به هوا راه مييابد و با جريان هوا، جابجا ميشود. باكتريها به طور كلي نميتوانند مدت زيادي در هوا زنده بمانند (مگر ميكروبهايي كه نسبت به خشكي محيط، مقاومت بيشتري نشان ميدهند) اما اسپور قارچها با قدرت حياتي بالقوه معمولا هميشه در هوا به صورت معلق وجود دارند. با توجه به نقش عوامل بيولوژيك معلق در هوا، در فرايند توليد مواد غذايي و دارويي بايد تدابيري انديشيد كه از ارتباط عوامل ذكر شده با فراورده هاي مورد اشاره تا حد امكان جلوگيري شود. اصول كلي در پيشگيري از آلودگيهاي ثانويه
براي تهيه غذاي سالم، لازم است از آغاز تا پايان كار، دقت و نظارت بهداشتي كافي وجود داشته باشد و اكتفا كردن به محصول نهايي، يا بازرسيهاي گاه بگاه، ناكافي و غير قابل اطمينان است. به همين لحاظ امروزه در بسياري از كشورهاي جهان به سيستم HACCP Hazard Analysis Critical Control point) به معناي تجزيه و تحليل خطر و نقطه بحراني است و در حقيقت استاندارد سيستم مديريت كيفيت در صنايع غذايي و توليد غذا است توجه خاص ميشود كه در طول زنجير توليد غذا از توليد كننده اوّليه تا مصرف كننده نهايي كاربرد دارد. نحوه عمل اين سيستم، ارزيابي و بررسي احتمال خطا در فرايندهاي توليد غذا، تعيين نقاط بحراني و ايجاد سيستم كنترل براي اين نقاط است اما آنچه كه در اينجا به طور كلي به عنوان اصول كلي پيشگيري از آلودگيهاي ثانويه بيان ميشود نكاتي است كه هميشه و همه جا بايد از آغاز تهيه تا مصرف مواد غذايي، مورد توجه قرار گيرد: اين نكات عبارتند از: 1 ـ بهداشت فردي و كنترل سلامت افراد موثر در فرايند توليد غذا
شيوه هاي مناسبي كه بتواند علاوه بر آموزش و ارتقاء آگاهيهاي اين گونه افراد، به طرق ديگر از جمله : معاينات ادواري، بررسي بهداشت فردي (سلامت، نداشتن بيماري واگيردار، نظافت شخصي، لباس،. . .) آزمايش مدفوع از نظر وجود تخم، لارو و كيست انگلها، و كشت مدفوع به منظور تجسّس ناقلين به ظاهر سالم، به تعهد عملي افراد نسبت به رعايت موازين بهداشتي و كاهش خطرات، اطمينان حاصل شود حائز اهميّت بسيار است. 2 ـ بهداشت محيط
رعايت بهداشت محيط در محل تهيه، توليد، توزيع و نگهداري مواد غذايي مساله بسيار مهمي در تامين سلامت غذا است و اصول آن عبارت است از: · تهيه آب سالم كافي · دفع صحيح زباله و مواد دفعي · مبارزه با حشرات، سوسك، مگس و موش · پيشگيري از ورود گرد و غبار و مواد خارجي لازم به يادآوري است كه بهترين شيوه مبارزه با مگس، نظافت مداوم محيط، نصب درب و پنجره هاي توري، سرپوشيده نگهداشتن و دفع به موقع زباله است. همين تدابير براي مبارزه با سوسك و حشرات ديگر نيز ضروري است. ضمناً با توجه به محل زيست سوسكها سرپوشيده نگاهداشتن مجاري فاضلاب و اجتناب از قرار دادن اشياء ثابتي كه ممكن است پناهگاه سوسك شود لازم است. در مواقع انجام سمپاشي (كه گاهي بناچار انجام آن ضرورت پيدا ميكند) بايد با كمال دقت اين كار صورت گيرد تا ظروف و مواد غذايي از سموم استفاده شده آلوده نشوند و افراد نيز در معرض آن قرار نگيرند. در مبارزه با موش، تله گذاري، (پس از هر بار به دام افتادن موش لازمست تله مدتي در آفتاب قرار داده شود اين كار سبب ميشود بوي خاصي كه از موش در تله باقي مانده و مانع به دام افتادن موشهاي ديگر ميشود برطرف گردد)، غير قابل نفوذ كردن ديوارها، مسدود كردن راه ورود موش مثلا از فاصله ميان پايين درها و سطح زمين، قرار دادن مواد اوّليه روي سكوهايي كه با ديوارها فاصله دارند و قرار ندادن اشياء اضافي در انبار كه ممكن است به عنوان پناهگاه، مورد استفاده موش قرار گيرد بسيار موثر و مفيد است. و بيش از استفاده از طعمه مسموم كه گاهي با خطراتي توام است كارآيي دارد. نكته قابل ذكر ديگر ضرورت مشاركت همگاني در مبارزه با اين حيوانات موذي است لذا معمولا مبارزه موضعي به تنهايي اطمينان بخش نيست و با اندك بي توجهي، اين حيوانات زيان بخش از نقاط مجاور به محلهاي پاكيزه راه مييابند. 3 ـ رعايت بهداشت از ابتداي تهيه تا لحظه مصرف
منظور از اين عنوان، پايش مواد غذايي از هنگام تهيه، حمل و نقل، وسائل حمل و نقل، نگهداري، دستگاه هاي سرمازا در تمام موارد ضرورت، بهداشت ظروف، هنگام نگهداري و هنگام طبخ مواد غذايي، عرضه و فروش، آماده كردن براي مصرف و حتي هنگام مصرف است و همانگونه كه در ابتداي اين مبحث اشاره كرديم اكتفا كردن به محصول نهايي بدون دقت توام با حساسيت و جديت در طول زنجيره تهيه و توليد مواد غذايي قابل اطمينان نيست. اصول كلي نگهداري مواد غذايي
۱ بهداشت مواد غذايي دكتر محمدمهدي اصفهاني دانشگاه علوم پزشكي ايران اهداف درس
واژه هاي كليدي بهداشت مواد غذايي، آلودگي، فساد، بيماري، مسموميت، عفونت، مواد سمّي مقدمه
براي برخورداري از تغذيه مناسب و درست بايد به دو موضوع زير توجه داشت : 1ـ دريافت عوامل مختلف غذايي متناسب با نيازهاي بدن (ماكرونوترينتها، ميكرونوترينتها . . .). 2ـ دريافت غذاي مورد نياز به صورت كاملا سالم و فاقد آلودگيهاي زيان بخش و در شرايطي كه مواد مغذي آن در مراحل مختلف تهيه، طبخ، نگهداري تا حد امكان حفظ گردد. آنچه كه اينك مورد بحث ما است در حقيقت همين موضوع دوم است كه معمولا تحت عنوان بهداشت مواد غذايي مورد گفتگو قرار ميگيرد. يادآوري اين نكته براي توجه بيشتر به اهميّت بهداشت مواد غذايي، سودمند است كه ممكن است غذاي مصرفي كاملا با نيازهاي جسمي انسان هماهنگ باشد و همه شرايط يك تغذيه كافي را داشته باشد اما به لحاظ آلودگي يا وجود عوامل زيان بخش در آن، سلامت انسان را به طور جدي تهديد نمايد. لذا بهداشت مواد غذايي، در واقع تضمين كننده سودبخشي غذاي مناسب و يك ركن اساسي در تغذيه صحيح است. فساد و آلودگي مواد غذايي
اگر چه مفهوم فساد به عنوان پيدايش تغييرات نامطلوب و زيان بخش در مواد غذايي با مفهوم آلودگي به عنوان ورود و اضافه شدن عوامل بيماريزا و نامطلوب به مواد خوردني متفاوت است، اما به هر صورت، هم آلودگي و هم فساد، هر دو به كاهش كيفيت و يا غير قابل مصرف شدن مواد غذايي منجر ميگردد، از اين رو، بدون آنكه اين دو مفهوم را يكسان و همانند بدانيم، در يك گفتار مختصر، اين دو پديده را يكجا بررسي مينماييم: پيامد فساد و آلودگي غالبا پيدايش شرايطي در ماده غذايي است كه مصرف آن خواه در كوتاه مدت و خواه در صورت تداوم مصرف، آثار نامطلوبي بر سلامت انسان ميگذارد. عوامل فساد و آلودگي،گاهي مستقيما و گاهي نيز به طور غيرمستقيم مثلا فراهم كردن زمينه فعاليت عوامل ديگر، موجب تغييرات نامطلوب و بيماريزايي ماده غذايي ميشوند. آگاهي از اين نكته به انسان كمك ميكند كه مناسب ترين تدبيرها را براي كنترل عوامل فساد و آلودگي و در نتيجه فراهم كردن سلامت غذا بكار گيرد. عوامل آلودگي و فساد مواد غذايي
با توضيحي كه در باره دو مفهوم آلودگي و فساد مواد غذايي داده شد اينك جا دارد نگاه كوتاهي به عوامل عمده موثر در پيدايش آلودگي و فساد داشته باشيم: 1 ـ باكتريها
باكتريها به صورتهاي مختلفي موجب آلودگي و فساد در مواد غذايي ميشوند. گاهي حضور عامل بيماري زا در مواد غذايي (مثلا وجود عوامل سببي سِل و بروسلوز در شير، يا باسيل تيفوئيد در غذاي آلوده) آنرا به صورت بيماري زا در ميآورد گاهي ورود ميكروب به مواد غذايي و سمومي كه ترشح ميكند (اگزوتوكسين مثلا در مورد استافيلوكوك طلايي، كلوستريديوم بوتولينوم و آندوتوكسين در مورد كلوستريديوم پرفرنژنس يا كلوستريديوم ولشي) سبب مسموميت مصرف كننده ميشود و زماني هم ميكروب غير بيماري زا با تجزيه مواد غذايي آنرا به صورت غيرقابل مصرف در ميآورد. 2 ـ كپكها
كپكها با حضور رطوبت كافي (70 تا 90 درصد) فعاليت ميكنند. محيط حاوي قند و اسيدي براي آنها مطلوب تر است اما با وجود اين كپكها در رطوبتهاي كمتر، دماي پايين و روي انواع مواد غذايي نيز ميتوانند رشد و فعاليت كنند. وقتي شرايط براي فعاليت آنها نامساعد شود فورا ايجاد اسپور ميكنند، اسپورها در برابر خشكي و سرما مقاوم ميباشند و در فضا پراكنده ميشوند و با مساعد شدن شرايط به سرعت تبديل به شكل فعال ميگردند. انواع مختلف كپكها در مواد غذايي ديده ميشوند (مهمترين كپكهاي مواد غذايي از دسته پني سيليوم، موكور، ريزوپوس، فوزاريوم و آسپرژيلوس ميباشند). كه برخي خودشان سمّي، گروهي نيز داراي اگزوتوكسين (مثلا آسپرژيلوس فلاووس و نيز آسپرژيلوس پارازيتيكوس كه سم آفلاتوكسين ترشح ميكند ـ اين سم علاوه بر آن كه سرطانزا است موجب هموآگلوتيناسيون نيز ميشود) هستند و ضمناً با تجزيه مواد غذايي موجبات فساد خوردنيها را نيز فراهم ميآورند ترشح اگزوتوكسين كپكها غالبا در حرارت بالاتر از 10 درجه سانتيگراد صورت ميگيرد. 3 ـ حشرات
حشرات علاوه بر آلوده ساختن مواد غذايي با انتقال ميكروبها از فضولات و مواد آلوده بر روي مواد غذايي و نيز باقي گذاشتن مواد دفعي خود روي آنها، از مواد غذايي به عنوان محلي براي تخمگذاري استفاده مينمايند تخمها در زمان كوتاهي به لارو تبديل ميشوند لاروها غالبا به شكل كرمهاي كوچكي ديده ميشوند. مگس وقتي روي مواد غذايي مينشيند ابتدا مقداري از ترشحات دستگاه گوارش خود را روي آن ميريزد تا به كمك آن بخشي از غذا را به صورت محلول در آورده بمكد. لذا بقيه ترشحات گوارشي آن روي غذا باقي ميماند. برخي حشرات نيز مانند سِنّ در بقاياي بزاقشان، فاكتور آنتي تريپسين وجود دارد كه از قابليت مصرف مواد غذايي ميكاهد. 4 ـ انگلها
گاهي وجود تخم انگل (مثلا در مورد اكسيور يا كرمك و اكينوكوكوس گرانولوزوس عامل كيست هيداتيك) و زماني وجود لارو انگل (مثلا در مورد لارو آسكاريس در سبزيهاي آلوده و يا لارو تنيا ساژيناتا در گوشت گاو و ساركوسيست در گوشت گوسفند و بز) غذا را ناسالم ميكند. 5 ـ آنزيمها
علاوه بر آنزيمهاي ترشح شده از عوامل فساد نظير باكتريها، كپكها و غيره آنزيمهاي طبيعي موجود در مواد غذايي نيز عامل تجزيه و اُتوليز و در نتيجه فساد مواد غذايي ميشوند. 6 ـ گرما
گرما در محدوده خاصي به عنوان عامل مساعد كننده شرايط براي فعاليت عوامل فساد، عمل ميكند. 7 ـ رطوبت
با توجه به نقش آب در فراهم ساختن شرايط براي انجام فعاليتهاي آنزيماتيك، شيميايي، ميكروبي و غيره از رطوبت به عنوان يكي از عوامل مهم موثر در فساد مواد غذايي اسم ميبريم. 8 ـ نور
نور و بخصوص اشعه ماوراء بنفش باعث تغييراتي در مواد غذايي مثلا اكسيده شدن روغنها، ويتامينها و غيره ميشود لذا در زمره عوامل كمك كننده به فساد مواد غذايي است. 9 ـ اكسيژن
با توجه به نقش اكسيژن در اكسيداسيون مواد غذايي، حضور هوا به طور كلي و اكسيژن به طور اخص در كنار مواد غذايي از عوامل تسريع كننده در فساد خوردنيها شناخته ميشود. 10 ـ مجاورت و اضافه شدن مواد خارجي
ورود مواد زيان بخش خارجي و وجود بقاياي سموم دفع آفات نباتي و نگهداري مواد تصعيد شونده در كنار مواد غذايي مثلا نگهداري ماده قابل تصعيد نفتالين در انبار مواد خوردني و به طور كلي ورود هر ماده خارجي به هر نحو به مواد غذايي از عوامل مهم در فساد و آلودگي مواد غذايي محسوب ميشود. آلودگيهاي اوليه و ثانويه
۴اندازه گيري تراز فشار صدا
براي اندازه گيري ترازهاي صدا وسايل اندازه گيري مورد نياز است. يكي از اين وسايل تراز سنج صدا است. براي تعيين ميزان همبستگي مقادير اندازه گيري شده با احساس بلنـدي، اكثـر وسايل اندازه گيـري مجهـز به شبكه هاي حساسيت اند. شبكه A مطابق با منحني 40 فان است و تواترهاي پايين را از هم مجـزا ميكنـد. شبكه B با منحني 70 فان مطابق دارد و شبكه C حساسيتهاي خطي رانشان ميدهد. در عمل، شبكه هاي B و C به خوبي با نمودارهاي بلندي مطابقت ندارند. اين بدان علت است كه منحنيهاي بلندي براي نغمه هاي خالص بدست آمده است. در حالي كه صدا در محيط به صورت صداهاي مختلط است. شبكه A ، به عنوان مقياس اندازه گيري معيار براي بلندي صداهايي تا هر تواتر و هر شدتي تعيين شده است. اندازه گيريهايي كه با استفاده از شبكه A انجام ميگيرد و به صورت dBA نشان داده ميشود. هر صداسنج مجهز به دو وضعيت سريع و كند است. از اولي به هنگام تغييرات سريع تراز فشار صدا و از دومي هنگامي كه مقدار متوسط صدا تغييراتي بيش از 4 dB دارد، استفاده ميگردد، براي اندازه گيري صداي كوبه اي، وسايل مخصوصي نياز است. اندازه گيريهاي دقيق تر صداهاي مختلط توسط دستگاه هاي دقيقي كه شدت را بر حسب بندهاي هنگامي اندازه ميگيرد امكان پذير است. چنين اندازه گيريهايي در استفاده صحيح از اثر جذب صدا وهمچنين استفاده از مواد كاهش دهنده صدا كه داراي ويژگيهاي غيرخطي در تمام بيناب تواتر هستند لازم به نظر ميرسد. در صورتي كه تراز صدا فقط بر حسب dB A اندازه گيري شود، تراز كلي ناميده ميشود كه فقط اطلاعات كلي و اوليه اي را ارائه ميدهد. واژه هاي مرتبط با آلودگي صدا
تراز صدا (Sound Level)
تراز هر صدايي با تقريبي كه در عمل قابل قبول است بر اساس يكي از دو رابطه زير مشخص ميگردد: Lp = 20log P/Po يا L1 = 10 log/I/Io كه در آن : L1 = تراز شدت صدا، به مقياسdB ، = Lpتراز فشار صدا، به مقياسdB ، = Ioشدت صداي مبنا (وات به مترمربع Io = 10-12 ، = Poفشار موثر صداي مبنا كه مقدار آن برابر است با 2 x 10-5 نيوتن به مترمربع (پاسكال) ، I = شدت صداي مورد نظر، بر حسب وات به مترمربع، P = فشار موثر صداي مورد نظر، بر حسب نيوتن به مترمربع (پاسكال)، log = لگاريتم به پايه ده نسبت مورد نظر. وزن يافته (Sound Level)
وقتي بيناب صدايي عمدتاً و به روش خاصي تغيير داده شود عمل انجام شده را وزن دادن مينامند. اعمال اين روش بر روي يك بيناب به صورت پسوندي استاندارد در فراسنج اندازه گيري شده مشخص ميگردد. اثرات صدا بر روي انسان
بطور كلي اثرات صدا بر روي انسان را ميتوان در دو قسمت جداگانه شنيداري و غيرشنيداري، مورد مطالعه قرار داد : الف ـ اثرات صدا بر روي دستگاه شنوايي
هر چند صداهاي خيلي شديد (مثلاdB 150) ميتواند باعث پارگي پرده صماخ يا تخريب ديگر قسمتهاي گوش بشود اما صدمه به شنوايي معمولاً در ترازهاي پايين تر (90-85 dB) رخ ميدهد كه ناشي از آسيب موقت يا دائم سلولهاي مژه دار حسّي كه روي سطح و ستيبولي غشاء پايه در گوش داخلي قرار دارند، ميباشد. وقتي در فركانسهاي معيني افت شنوايي ايجاد شود براي آنكه شخص قادر به شنيدن آن فركانس باشد بايستي تراز صدا از حد معمول آستانه شنوايي بالاتر باشد، به اين جهت افرادي كه دچار افت شنوايي هستند بطور غيرعادي بلند حرف ميزنند، چون صداي خودشان را نميشنوند. به علاوه اين افراد اغلب اوقات حرف بي صدا را كه داراي فركانس بالا هستند خوب درك نميكنند. به اين جهت براي آنان درك صحيح كلمات مشكل ميشود. شخص با وجود اينكه اصوات حاصل از كلمات را درك ميكند اما قادر به فهم صحيح كلمات و تعقيب مكالمه نميباشد، مگر اينكه گوينده كلمات را به آرامي و بطور واضح و مشخص ادا نمايد. اين چنين افت شنوايي معمولاً به يكي از دو صورت زير است: 1 ـ تغيير موقت آستانه شنوايي (Temporary Threshold Shifts : TTS)
كه در آن شنوايي معمولاً درطي 16 ساعت پس ازتماس با صداي آسيب زا برگشت ميكند. 2 ـ تغييردائم آستانه شنوايي ناشي از صدا (Permanent Threshold Shifts : PTS)
كه معمولاً يك ماه پس از توقف مواجهه با صداي آسيب زا اندازه گيري ميشود. بروز افت شنوايي ناشي از صدا معمولاً به صورت تدريجي بوده و در ابتدا فركانسهاي مكالمه اي را در بر نميگيرد، در نتيجه شخص از نقصان شنوايي خود بي اطلاع است. تشخيص زودرس شروع افت شنوايي و اطلاع از كيفيت تحمل گوش فرد نسبت به صدا بوسيله آزمايشات شنوايي سنجي، امكان پذير است. در مجموع عواملي چون شدت صدا، طول مدت تماس، سن و حساسيت ويژه گوش فرد عواملي هستند كه در ايجاد و پيشرفت عارضه افت شنوايي دخالت دارند. در رابطه با اثرات شنوايي صدا مطالعات زيادي به عمل آمده و با استفاده از دستگاه هاي شنوايي سنجي، عوارض شنوايي صدا بخوبي شناخته شده است به طوري كه در بسياري از كشورها افت شنوايي ناشي از صدا از نظر قانوني جزو "بيماريهاي ناشي از كار" منظور ميشود. اثرات درازمدت صدا بر روي شنوايي
اثرات درازمدت صدا بر گوش انسان به صورت كري ادراكي يا عصبي ظاهر ميگردد. يعني به واسطه كار در محيطهاي پُر سروصدا سلولهاي شنوايي معدوم گشته و منجر به كري غيرقابل برگشت ميگردد. به اين نوع افت شنوايي كري حرفه اي هم ميگويند. اين افت شنوايي معمولاً متقارن و دو طرفه بوده و هر دو گوش مانند هم دچار افت شنوايي ميگردند. كري حرفه اي ناشي از كار كه در طي چندين سال فعاليت در محيطهاي پرصدا ايجاد ميگردد، معمولاً داراي چهار مرحله است: مرحله اول : مرحله شروع يا مرحله خستگي گوش
در اين مرحله كارگر بعد از پايان كار روزانه احساس گرفتگي و سنگيني و خستگي در گوش را دارد كه به فاصله دو يا سه ساعت از بين ميرود، چنانچه در اين مرحله اديومتري به عمل آيد كاهش شنوايي در فركانسهاي 4000 هرتز، مشهود خواهد بود كه جبران پذير است. اين مرحله دو يا سه هفته طول ميكشد و بعد از آن كارگر هيچگونه ناراحتي در گوش خود احساس نميكند. مرحله دوم : مرحله اختفاء كامل
اين مرحله ممكن است بسته به شرايط محيط كار و ويژگيهاي فردي و يا سن افراد از 20-2 سال طول بكشد. در اين مرحله سلولهاي شنوايي در فركانسهاي 6000ـ3000 هرتز و مخصوصا در فركانس 4000 هرتز آسيب ديده ولي چون اين فركانسها در مكالمات روزمره لازم نيست و شنوايي فركانسهاي مكالمه اي سالم است، فرد آسيب ديده، هيچگونه احساسي از مصدوم شدن گوش خود ندارد. مرحله سوم : مرحله اختفاي نسبي
در اين مرحله در اثر گسترش ناشنوايي از فركانسهاي 4000 هرتز به طرف فركانسهاي زير 6000 و 8000 و همچنين فركانسهاي بم 2000ـ100ـ500 كارگر به تدريج صوتهاي با فركانسهاي بالا را نميشنود و احساس نيمه شنوايي دارد. گسترش و پيشرفت اين مرحله سرانجام منجر به كري يا ناشنوايي كامل ميگردد. مرحله چهارم : مرحله ناشنوايي كامل يا قطعي
در اين مرحله كارگر به ناشنوايي خود پي ميبرد و شنوايي فركانسهاي مكالمه اي شخص بطور واضح و قطعي مصدوم شده است. ب ـ اثرات غيرشنيداري
كاوينيو (Cavigneaus) و دروبر (Derobert) اثرات غيرشنيداري صدا را به ترتيب زير بيان نموده اند: صداي مزاحم و ناخوشايند ميتواند باعث عصبانيت و تحريك پذيري شود. براي اين منظور لازم نيست حتما صدا شديد باشد بلكه تيك تاك يك ساعت ديواري در يك سالن انتظار كافي است كه روي يك زمينه حساس و آماده اثر نموده، باعث عصبانيت و حالت تهاجمي به خود گرفتن گردد. تحقيقات به عمل آمده در محيط هاي صنعتي نشانگر آن است كه صداي شديد با سردرد، حالت تهوع، پرخاشگري، اضطراب، ناتواني جنسي و تغييرات در خلق و خو ارتباط دارد. همچنين مطالعات انجام شده بر روي كارگران صنايع فلزي كه در محيط پُرصدا كار ميكنند، نشان داده كه نسبت اختلافات خانوادگي و مناقشات كارگران در بين اين افراد به مراتب بيش از كارگراني است كه در محيطهاي كم صدا و آرام كار ميكنند. اثرات صدا بر روي كارايي (Performance)
بر اساس تحقيقات آزمايشگاهي هر چند صداي پيوسته بر ميزان كارايي درفعاليتهاي ذهني و حركتي سـاده اثـر سويـي نـدارد، امـا اگـر صدا نامنظـم و متنـاوب و غيرقابـل پيش بيني باشد بر كارايي در امور مراقبتي (Vigilance tasks)، حافظه اي (Memory tasks) و وظايف پيچيده (Complex tasks) كه شخص در آنِ واحد بايد دو عمل انجام دهد تاثير منفي ميگذارد. ضمنا اثرات صدا برروي كارايي به عوامل مختلفي چون : نوع صدا و شدت آن، قابل پيش بيني يا غيرقابل پيش بيني بودن آن، نوع كار و وظيفه، ميزان قدرت تحمل استرس و ديگر ويژگيهاي شخصيتي فرد بستگي دارد. برنامه هاي حفاظت از شنوايي (Hearing Conservation Programs)
هدف از برنامه هاي حفاظت از شنوايي در محيط كار، جلوگيري از بوجود آمدن و پيشرفت افت شنوايي ناشي از مواجهه با صدا در كارگران ميباشد. در آمريكا پس از شناخت افت شنوايي به عنوان يك مشكل بهداشتي، OSHA (Occupational Safety and Health Administration) دستورالعملهايي را اعلام نمود كه شامل حداقل اصول و مقررات لازم بود تا كارفرمايان بتوانند آنها را در محيط كار برقرار كنند. هر چند اجراي اين اصول به تنهايي نيز ضامن موثر بودن كامل اين برنامه در جلوگيري از بوجود آوردن ضايعات شنوايي نيست. افت شنوايي بدون توجه به منشاء توليد آن به جنبه هاي مختلف زندگي صدماتي وارد ميكند، در درجه اول تداخل در ارتباطات شغلي و اجتماعي است كه قسمت اعظم زندگي را تشكيل ميدهد. در اكثر مشاغل و حرفه ها داشتن حس شنوايي سالم جزء اركان اصلي است. در محيط كار، افراد نياز دارند تا دستورات و علائم آگاهي دهنده و غيره را بخوبي بشنوند، علاوه بر اين در ساير موارد نيز در اجتماع، ارتباط با خانواده، فاميل و دوستان قسمت اساسي از زندگي اجتماعي را تشكيل ميدهد. تمام اين موارد، بر لزوم حفظ قدرت شنوايي بيش از پيش تاكيد ميكند. اجراي برنامه حفاظت از شنوايي در محيط كار علاوه بر مسائل شغلي موارد غيرشغلي را شامل خواهدشد، چون ناراحتيهاي شنوايي غيرشغلي نيز از طريق معاينات شنوايي دوره اي مشخص خواهد شد. مزاياي اجراي اين برنامه براي كارفرمايان، مستقيما متوجه حفظ و ارتقاء سطح توليد خواهد شد. بازده كار افزايش يافته و سبب كاهش حوادث ناشي از كار ميشود و علاوه بر اين استرس و خستگي ناشي از مواجهه با صدا نيزكاهش خواهد يافت. برنامه حفاظت در برابر شنوايي كارگران شامل 5 مرحله ميشود كه عبارتنداز: بررسي منظم صدا، اجراي روشهاي مهندسي يا اداري به منظور برقراري حدود مجاز، آموزش، استفاده از وسايل حفاظت فردي، ارزشيابي از طريق اديومتري. در محيط كار، بر حسب مورد، اجراي يكي از مراحل فوق ميتواند مورد تاكيد بيشتري قرار گيرد. ولي به طور كلي اجراي تمام 5 مرحله، اساسي و موثر ميباشد. آموزش
مرحله آموزش از اهميت خاصي برخوردار است، زيرا كارگران و همچنين كارفرمايان تا زماني كه بخوبي از هدف برنامه و مزاياي اجراي آن آگاه نباشند، نميتوانند بطور موثر و فعال در اين برنامه شركت كنند. بايد تاكيد داشت كه رعايت و اجراي اصول حفاظت و بهداشت نيز جزء شرايط كار، محسوب ميشود. بدون آموزش و آگاهي افراد، برقراري اصول بهداشتي و اجراي برنامه HCP موفقيت آميز نخواهد بود. به منظور اجراي صحيح بررسي صدا، پذيرش تغييرات محيطي، تغييرات احتمالي در ماشين آلات و همچنين اجراي موفقيت آميز استفاده از وسايل حفاظت فردي و اديومتري مرحله آگاهي و آموزش كارگران حتي قبل از 4 مرحله فوق بايد بخوبي انجام گيرد و در فواصل منظمي تكرار گردد. بررسي صدا
هدف اصلي از بررسي صدا در محيط كار تعيين TWA براي كارگران يا براي ايستگاه كار و يا به منظور طبقه بندي مشاغل برحسب ميزان صداي موجود ميباشد. به طور كلي بررسي صدا ميزان مخاطره آميز بودن آن را براي كارگران تعيين ميكند تا به دنبال آن خط مشي مناسب براي HCP تعيين شود. پس از بررسي صحيح و مناسب صدا، ميزان صداي بيش از حد مجاز در كارخانه تعيين شده و ميتوان روشهاي موثر كنترل را براي كاهش دائم صدا در آن محيط به كار بست و يا بر حسب نوع كار، به عنوان يك روش تكميلي، استفاده از وسايل حفاظت فردي را به كارگران توصيه نمود. كنترل مهندسي و اداري
روشهاي كنترل مهندسي و اداري سبب كاهش مواجهه كارگران با صدا ميشود. اصول كنترل مهندسي شامل ايجاد تغييرات در منابع مولد صدا (مانند نصب مافلرها و غيره، كاهش انتشار صدا در محيط مانند نصب جاذبها، مانعها و نصب محفظه هاي كامل ميشود. كنترل اداري عبارتست از جابجايي و تعويض تجهيزات قديمي و مستهلك شده، تعيين و اجراي مرتب برنامه تعميرات و نگهداري وسايل. علاوه بر اين، تغييرات در برنامه كارگران توسط محدود كردن زمان مواجهه، جزو مراحل مختلف كنترل اداري است. وسايل حفاظت فردي
در صورتي كه اجراي روشهاي كنترل مهندسي به طور كامل نتواند صدا را به حد مجاز كاهش دهد. استفاده از وسايل حفاظت فردي ميتواند بطور مكمل مورد استفاده قرار گيرد از اين رو در چنين مواردي با انتخاب مناسب اين وسايل از نظر راحتي كارگران به هنگام استفاده و همچنين موثر بودن آنها در كاهش صدا ميتوان شنوايي كارگران را حفاظت نمود. ارزشيابي از طريق اديومتري
وضعيت شنوايي هر كارگر بايد بطور دوره اي و منظم توسط شنوايي سنجي مورد بازرسي قرار گيرد. در صورتي كه برنامه حفاظت از شنوايي بطور صحيح و موفقيت آميز انجام گيرد، اوديوگرام افراد نبايد تغييري در آستانه شنوايي آنها كه ناشي از كار در محيط پر صدا است را نشان دهد. در صورت مشاهده هرنوع تغيير لازم است افراد مسئول به چاره جويي بپردازند، هنگامي كه تغيير در وضعيت شنوايي منشاء غيرشغلي داشته باشد، در اوديوگرامهاي مشخص شده و جهت تصحيح اين ضايعه روشهاي اصولي اعمال خواهد شد، ازجمله كاهش زمان مواجه با صدا در محيط كار. منابع
۳كميّت صدا
كميّت علامت صوتي موضوع پيچيده تري است زيرا از عبارات مختلفي استفاده ميشود و اعداد و مقادير زيادي در اين ميان مطرح است. هنگامي كه از قدر مطلق صدا صحبت ميشود، ما به بلندي فكر ميكنيم كه كميتي ذهني (Subjective) و نشان دهنده واكنش غيرخطي گوش نسبت به كميّت فيزيكي صدا است. تراز (كميت) صدا برحسب توان صوتي، فشار صدا، تراز فشار صدا (SPL) ، شدت صوت و تراز شدت صدا (IL) تعريف ميشود كه تمام آنها با يكديگر و با كميّت ذهني بلندي نيز تفاوت دارند. به منظور درك اين مفاهيم، لازم است چگونگي شنيدن و نحوه انتشارصدا در فضاي آزاد را بدانيم. آستانه شنوايي، يعني حداقل شدت صدايي كه يك گوش سالم ميتواند تشخيص دهد 10-16 W / cm2 است كه (عملا گوش همچنان كه شرح داده خواهد شد به فشار صدا جواب ميدهد). حداكثر شدت صدايي كه گوش بدون صدمه ميپذيرد تقريبا W/cm2103 است. گسترده اين دوآستانه 1013 است. جدول 2 ـ مقايسه مقادير اعشاري، نمايي و لگاريتمي شدتهاي مخلتف اكوستيكي
جدول 2 مفهوم فيزيكي اين اعداد را نشان ميدهد. هنگام بررسي اين نوع كليات دو مشكل وجود دارد. خود اعداد كوچك هستند، در حالي كه نسبتهايشان بسيار بزرگ است. به علاوه گوش انسان بطور لگاريتمي به فشار و شدت جواب ميدهد. يعني با دو برابر شدن شدت، احساس بلندي دو برابر نميشود. اين تغييرات كوچك قابل درك هستند. براي حل اين مشكلات لازم است معياري به ترتيب زيرتعيين نمود: 1 ـ حداقل شدت يا فشار قابل درك را صفر فرض كرد. 2 ـ از توانهاي مثبت در پايه 10 استفاده كرد. 3 ـ رابطه ثابتي بين تفاضل حسابي و تغييرات بلندي وجود داشته باشد، درصورتي كه بين دو شدت صدا 10 واحد اختلاف باشد، اين اختلاف معادل دو برابر شدن (يا نصف شدن) بلندي است. بنابراين در چنين مقياسي، تفاوت بين 20 تا 30 و همچنين 60 و 70 ، هميشه معادل دو برابر شدن بلندي است و آن رامقياس دسي بل گويند. تراز شدت (IL) دسي بل (dB)
كلمه "تراز" نسبت كميّت اندازه گيري شده به كميّت مبنا است. تراز شدت، نسبت شدت اندازه گيري شده به شدت مبنا است. تراز شدت با رابطه زير نشان داده ميشود. رابطه: IL = 10 Log /I/Io كه : IL = تراز شدت، بر حسب dB ، I = شدت، بر حسب W/cm2 o I = شدت مبنا (يعني،W/cm2 1016، آستانه شنوايي است) log = لگاريتم در پايه 10 . بنابراين ما مقياسي را برقرار كرده ايم كه سه شرط بالا را در برميگيرد. تراز شدت صدا بدون بُعد است زيرا نسبت دو كميتي است كه داراي واحد يكسان بوده و واحدها حذف ميشوند. تراز شدت برحسب dB اندازه گيري ميشود. جدول 2 سهولت استفاده از مقياس لگاريتمي دسي بل را در مقايسه با اعداد اعشاري و نمايي نشان ميدهد. جدول 3 فهرست كوتاهي از تغييرات شدت بر حسب dB وتغييرات ذهني احساس بلندي را نشان ميدهد. توجه كنيد كه تراز شدت 10 دسي بل معادل دو برابر شدن بلندي است. تغييرات تراز شدت به ميزان dB معادل 4 برابر شدن احساس بلندي صدا است. تفاوت بين دو تراز شدت به صورت رابطه زيراست : رابطه : IL = 10LogI2/I1 چند مثال كه در آن از dB و محاسبات لگاريتمي استفاده شده، به خواننده كمك ميكند تا با اين سيستم مفيد بيشتر آشنا شود. جدول 3 ـ تغييرات ذهني و تغييرات تراز شدت مربوطه
(1) وقتي فاصله از منبع در ميدان آزاد دو برابر يا (نصف) ميشود، اين معادل است با تغيير dB در تراز فشار صدا فشار صوت و تراز فشار صوت (SPL)
آستانه شنوايي يا حد اقل فشار صوت قابل درك براي انسان 20 pa يا 2 x 104 ميكروبار فرض ميشود. در محاسبات تراز فشار صوت مبنا، مشابه تراز شدت مبنا، OdB ميباشد. از آنجا كه گوش بطور لگاريتمي به شدت جواب ميدهد و كميّت فشار با ريشه دوم شدت متناسب است رابطه تراز فشار صوت به صورت زير نشان داده ميشود : رابطه : SPL = 10 log (P2/Po2) SPL = 20 log (P2/Po) ، در اين رابطه : SPL = تراز فشار صوت، بر حسب dB ، P = فشار، بر حسب پاسكال (بار) Po = فشار صوت مبنا، بر حسب پاسكال pa) pa 20 يا bar 2 x 10-4μ) . چون براي تراز شدت و تراز فشار صوت، مبناي OdB را مطابق با آستانه قرار داديم، از اين رو ميتوان مقياس dB را براي تراز فشار صوت (SPL) و تراز شدت صوت (IL) به كار برد و همچنين مقادير dB مربوط به دو كميّت فوق را به جاي هم به تناوب استفاده كرد، هر چند كه كميّت شدت و كميّت فشار مربوط به تراز dB بخصوص از نظر مقدار و واحد با هم كاملا متفاوتند. براي مثال، تراز 70 dB معادل شدت W/cm2 109 و فشار 0/063 pa است. واقعيت اين است كه 70 dB تقريبا مطابق با تراز نوفه خاصي است. ميگوييم " تقريبا" زيرا اگر يك عدد براي تراز صدا به دسي بل (dB) تعيين كنيم، دو مشكل ايجاد ميشود: 1 ـ تراز فشار صوت با زمان تغيير ميكند، مگر براي صداي خالص پايا 2 ـ تراز فشار اجزاي مختلف اكثر صداهاي عادي متغير است. براي فايق آمدن بر اين دو مشكل از دو روش فني ميتوان استفاده كرد. اگر صدايي داراي يك تواتر مشخصي باشد، تراز فشار صوت مربوط به آن تواتر را ميتوان به كار برد. اين حالت در مورد صداهاي نسبتا ثابت مانند صداي ناشي از موتور يا هواكش و يا دستگاه دمنده (Blower) صادق است. صداهاي ديگري كه تراز و تواترشان متغيرند را ميتوان روي نمودار بند يك هنگامي رسم كرد و حداكثر تراز فشار صوت را به ازاي درصد زماني، روي آن مشخص نمود. بنابراين صداي ناشي از تردد وسايل حمل و نقل توسط ترازهايي نشان داده ميشود كه 90% از زمان داراي بيشترين مقدار است. تراز بلندي : مقياس فان (Phon)
گوش انسان، به تمام گستره تواتر 20 Hz تا 20 KHz به طور يكنواخت حساس نيست. حد آستانه دردناكي به ميزان 120 تا 130 dBبراي تمام تواترها وجوددارد. در حالي كه حد پايين آستانه (آستانه شنوايي) به ميزان OdB فقط درتواتر 1000 Hz تعيين شده است. گوش انسان درتواتر 3000 تا 4000 هرتز بيشترين حساسيت را دارد و آستانه شنوايي در اين تواترها –5 dBكمتر از ساير تواترها است. اين حساسيت غيرخطي درتمام طيف شنوايي وجود دارد. براي تعيين حساسيت غيرخطي گوش، آزمايشهاي زيادي در تواترهاي مختلف با نغمه هاي ساده انجام گرفته است و از شنونده خواسته شده تا بلندي ذهني برابر را اعلام كند. اندازه گيري تراز فشار صدا
۲مطالعات انجام شده در ساير كشورها
در بررسي ديگري كه در مركز بهداشت حرفه اي دانشگاه دانيو اسكاتلند در بين سالهاي 1970ـ1969 تحت عنوان اثرات اجتماعي كاهش شنوايي در نتيجه صداهاي ناشي از ماشينهاي بافندگي بر ريو 96 نفر كارگرانجام گرديد، نتايج زير به دست آمد : 1 ـ كاهش آستانه شنوايي در بين كارگران بافنده بيش از گروه شاهد بود 2 ـ بافندگان در درك صحبت ضعيف تر از گروه شاهد بودند 3 ـ بافندگان از نظر عقب افتادگي اجتماعي از نقطه نظر شنوايي نسبت به گروه شاهد درصد بيشتري بودند 4 ـ نه درصد از بافندگان از وسايل كمك شنوايي نظير سمعك استفاده ميكردند، در صورتي كه در گروه شاهد هيچ يك از وسايل كمكي شنوايي استفاده نميكردند. پژوهشي كه در سال 1978 بر روي 100 كارگر مرد تحت عنوان تاثير حساسيتهاي فردي بر روي اثرات صدا از نظر كاهش قدرت شنوايي انجام گرفت، تاثير عواملي چون سن، سابقه تماس با صدا، اختلالات قلبي و عروقي، ديابت و اعتياد به سيگار بر روي افراد تحت مطالعه ارزشيابي گرديد. نتايج حاصله از اين مطالعه نشان داد كه: 1 ـ علاوه بر تاثير مستقيم سن و سابقه كار، اعتياد به سيگار نيز با كاهش شنوايي ارتباط مستقيم دارد 2 ـ هيچگونه ارتباطي بين كاهش شنوايي و اختلالات قلبي و عروقي، ديابت به دست نيامد. پژوهشهاي انجام شده در زمينه اثرات صدا بر انسان
باوجود قوانين و دستورالعملهاي مناسب جهت جلوگيري از انتشار آلودگي صدا در نواحي مختلف شهري در كشورهاي مختلف دنيا هنوز بررسي آلودگي صدا يكي از موضوعات مهم تحقيقاتي نيز به شمار ميرود. بطوري كه نتيجه اين تحقيقات مستمر معمولاً منجر به كاهش تراز فشار صورت مجاز از سوي مراجع بين المللي وملي ميگردد: در سال 1990 در لهستان تحقيقي توسط Gorynski, Koszarng تحت عنوان مواجهه معلمين و دانش آموزان با صدا انجام شد. صداي موجود در مدرسه مورد مطالعه ناشي از فعاليت كودكان تراكم بيش از حد در كلاسهـا، عـدم وجـود وسايل و مواد آكوستيكي بوده است. در بررسي به عمل آمده، تراز فشار صوت گستره (60-95 dBA) با حداكثر dBA 80 داشته است. گاهي تراز فشار صوت اندازه گيري شده در حد تراز فشار صوت صنعتي بوده است. اين وضعيت در مورد دفاتري مثل دفتر پزشك مدرسه، مدير مدرسه، اتاق قرائت و دفتر آموزگاران صدق ميكند و معمولاً در اين فضاها اصول كنترل صدا رعايت نشده است. مطالعه اي توسط W-Baumbah و همكارانش در آلمان در زمينه جنبه هاي جديدي از مشكل صداي ترافيك در داخل شهر در سال 1990 انجام گرفته است. محققين، ميزان آرامش افرادي را كه در مناطق مختلف شهر زندگي ميكنند و ارتباط آن را با تراز معادل، Leq و تراز حداكثر Lmax ، صداي ترافيك و همچنين ارتباط آن را باكاهش صدا بررسي ميكنند و علاوه بر آن نتايج اثرات صداي ترافيك راروي ساكنين قبل و بعد از كاهش بار ترافيك نشان داده اند. يك مطالعه جامعه شناسي راجع به اثرات صداي ترافيك و استرس ناشي از آن توسط B. Schulze و همكاران در شهر Erfurt آلمان انجام شد. نمونه هاي مورد مطالعه به صورت تصادفي از ميان ساكنين شهر انتخاب گرديد و ميزان ناراحتي و آزردگي در ميان آنها مورد مقايسه و مطالعه قرار گرفت. با اندازه گيري ميزان صدا و تعيين ارتباط آن با ناراحتي يك حد آستانه مبتني بر آسايش افراد به دست آمد. در سال 1991 نتيجه تحقيقات I. Kawabata در ژاپن در زمينه اثرات صداي ترنهاي Tohoku Shinkansen با سرعتهاي زياد بر محيط زندگي دانش آموزان، منتشر شده حداكثر سرعت اين ترنها در مارس 1985 از 210 كيلومتر بر ساعت به 240 كيلومتر بر ساعت افزايش داده اند. در اين بررسي، ميزان صدا اندازه گيري شده و از طريق پرسشنامه مطالعه اي بر روي دانش آموزان و مادران آنها صورت گرفت. در فاصله 25 متري از خط آهن تراز صدا از 73 به 76 دسي بل افزايش يافته و در كنار ريل ميزان تراز فشار صوت از 77 دسي بل افزايش را نشان داده است. وقتي ترن با سرعت Km/hr 216 حركت ميكند تراز صدا در محيط كلاس 67 دسي بل گزارش شده است. بيشترين ناراحتي گزارش شده، اختلال در شنيدن و گفتار بوده است. در محيط خانه بيشترين ناراحتي ناشي از ارتعاش ساختمان خانه، اختلالات در تصاوير تلويزيوني و اختلال در شنيدن و ميزان ناراحتي گزارش شده در مادران، بيش از كودكان بوده است. به منظور بررسي اثر صداي ناشي از ترافيك بر روي مراحل و كيفيت خواب، Rylander و Ohrstrom تحقيقي بر روي 28 نفر با سنين 20 الي 29 سال انجام دادند. نتايج تحقيق نشان داد كه كيفيت خواب اين افراد با افزايش صدا به ميزان dB 60 كاهش مييابد و اين كاهش به ازاي 16 تردد صوتي در شب معني داراست.Kuno و Hyashi در سال 1993 مطالعه اي روي ميزان صدا در مناطق مسكوني شهرهاي ناگوياي ژاپن و پكن انجام داده اند. تراز صوت در مدت زمان يك شبانه روز انجام گرفته و بررسي اجتماعي واكنش ساكنين نسبت به صدا صورت گرفته است نتايج اين پژوهش نشان داده است كه توزيع تراز صدا در هر دو شهر تقريبا مشابه است ولي واكنش ساكنين اين دو شهر نسبت به صدا كاملا متفاوت بوده است ؟ صدا : تعريف و كليات
صدا ميتواند به طرق مختلف كه بستگي به نحوه مطالعه ما دارد تعريف شود. صدا يك موج فيزيكي، يا ارتعاشي مكانيكي و يا به زبان ساده، يك سري تغييرات فشار، در يك فراگير (Mediume) كشسان (Elastic) است. در مورد صداي هوابرد، فراگير كشسان هواست. براي صوت پيكري فراگير كشسان، بتن، فولاد، چوب، شيشه و تركيباتي از اين مواد است. در اين گفتار، صدا را ساده تر و محدود تر تعريف مينماييم. يعني صدا را با علائم قابل شنيدن تعريف ميكنيم. ولي اين بدان معنا نيست كه علائم مادون صوت و فراصوت، جزء صدا نيستند و حتي منظور اين نيست كه آيا صداهاي غيرقابل شنيدن براي انسان وجود دارد يا خير. صداهايي كه نميتوانيم بشنويم معمولاً به اين بحث مربوط نميشوند. براي روشن تر شدن مطلب، هميشه فرض بر اين است كه شنونده، جواني است با قدرت شنوايي طبيعي در گستره 20 تا 20000 هرتز. با اين فرضيات، صدا به صورت يك سري از تغييرات فشار، تعريف ميشود. در هوا، اين تغييرات فشار شكل تراكم و انبساط را به خود ميگيرد. صداي يك زنگ، صوت خالص (Pure tone) را بطور يكنواخت در تمام جهات پخش ميكند، يعني از پخش اين صدا سطح موج دايره اي بوجود ميآيد. بايد توجه داشت كه تغييرات فشار، حامل اطلاعات صوتي در جهت سطح موج حركت ميكند يعني طولي. اين بر خلاف علائم راديويي است، براي مثال در علائم راديويي، موج به صورت طولي حركت ميكند ولي اطلاعات يعني آمايش، بر حسب ارتفاع موج و شكل آن تشريح ميشود يعني عرضي. بنابراين صدا حركت موجي مكانيكي طولي است. تواتر
تعداد دفعاتي كه چرخه تراكم و انبساط هوا در واحد زمان روي دهد، تواتر صدا تعريف ميشود. براي مثال اگر 1000 چرخه در يك ثانيه روي دهد تواتر (Frequency) صدا CPS 1000 (1000 هرتز) است. در صدا، مفهوم تواتر اغلب به واژه اي به نام "نواك" (Pitch) كه از موسيقي گرفته شده است، اطلاق ميشود. هر قدر تواتر بيشتر باشد، نواك بيشتر است و بر عكس. گستره تقريبي تواتر براي شنوايي يك جوان سالم، بين 20 تا 20000 هرتز است. ولي با افزايش سن و به علت پديده سنگيني گوش (Presbycusis) قدرت شنوايي كاهش مييابد. شناخت اين پديده در مدارس از اهميت ويژه اي برخوردار است، زيرا صداهايي با نواك خيلي بلند كه براي اكثر افراد بالغ غيرقابل شنيدن است (صداي مردان بيشتر از صداي زنان) ميتواند براي دانش آموزان آزاردهنده باشد. براي مثال، به گزارش دندانپزشكان استناد ميكنيم كه صداي ناشي از مته هاي توربيني با سرعت زياد و وسايل پاك كننده دندان براي بسياري از بيماران جوان ناراحت كننده است. اين وسايل صداهايي را در گستره 15 تا 20 كيلو هرتز ايجاد ميكنند. تواتر اصـلي صـداي گفتاري انسان تقريبا در گستره 100 تا 600 هرتز است، ولي تواتر هماهنگهاي (Harmonic) آن تا 7500 هرتز ميرسد. اطلاعات گفتاري، غالبا با تواترهاي زياد انجام ميگيرد. در حالي كه انرژي صوتي غالبا در تواترهاي پايين متمركز است. گستره بحراني ارتباطات گفتاري بين 300 تا 4000 هرتز است. هارمونيكهايي خارج از اين حد تواتر، به صداي گفتاري، ويژگي خاص ميدهد. صوتي كه تنها از يك تواتر تشكيل شده باشد، نغمه خالص(Pure tone) (موج صوتي كه به وسيله حس شنوايي طبيعي قابل شنيدن است) خالص است، غير از صوتي كه توسط دياپازون (Diapason : اين واژه فرانسوي است كه معادل آن در زبان انگليسي است و به معني آلتي دو شاخه و فولادين كه براي امتحان ارتعاشات يا ميزان كردن صدا به كار ميرود) ايجاد ميگردد، نغمه خالص به ندرت يافت ميشود. اصوات موسيقي از يك تواتر اصلي و مضربهاي صحيح تواتر اصلي (هارمونيك) تشكيل شده است. صداهاي معمولي تركيبات مختلطي از تواترها هستند. سرعت انتشار
صدا بسته به نوع محيط انتشار، با سرعتهاي متفاوتي حركت ميكند. در هوا، در سطح دريا، سرعت صوت 344 m/s يا 113 fps است. اين مقادير معادل 770 مايل بر ساعت يا 1239 كيلومتر بر ساعت است. سرعت صوت در مقايسه با سرعت نور كه 186000 مايل بر ثانيه است، آهسته به نظر ميرسد. از آنجا كه صداعلاوه بر هوا در محيطهاي ديگر نيز منتشر ميشود، لازم است سرعت آن را در ساير محيط ها بدانيم. جدول 1 سرعت انتشار صدا را در محيط هاي مختلف نشان ميدهد از تغييرات سرعت در دما و ارتفاع صرف نظر ميشود و محاسبات تقريبي با خطاي 3% ، سرعت را در هوا fps 1100 و m/s 350 تعيين ميكند. طول موج و انواع انتشار
فاصله اي كه موج در يك چرخه طي ميكند يا فاصله بين دو نقطه مشابه از امواج پي درپي، طول موج ناميده ميشود. رابطه بين طول موج، تواتر و سرعت صوت در رابطه 1 ، بيان شده است. رابطه : λ = c / f كه در اين رابطه λ = طول موج، بر حسب متر يا فوت c = سرعت صوت بر حسب m/s يا fps و f = تواتر بر حسب هرتز است. صداهاي كم تواتر با طول موج بلند و امواج با تواتر زياد با طول موج كوتاه مشخص ميشود. گستره طول موج قابل شنيدن براي انسان از 27/1 سانتي متر تا 24/15 متر است. جدول 1 ـ سرعت انتشار صدا در محيط هاي مختلف
توجه : اعداد جدول تقريبي هستند، زيرا چگالي محيط ها متغير است. متوسط تواتر در نظر گرفته شده است. كميّت صدا
۱ آلودگي صوتي دكتر پروين نصيري دانشكده بهداشت و انستيتو تحقيقات بهداشتي، دانشگاه علوم پزشكي تهران اهداف درس
واژه هاي كليدي
آلودگي صوتي، صنعت، محيط زيست، شنيداري، غيرشنيداري، حفاظت از شنوايي مقدمه
نياز به صنعت در جوامع گوناگون، ايجاد كارخانه ها و صنايع توليدي مختلف را به دنبال داشته است. صنعتي شدن نيز سبب گرديده تا نيروي انساني شاغل در تماس هميشگي با وسايل ماشيني و تجهيزات قرار گيرد. اثرات ناشي از استفاده گسترده از وسايل ماشيني و تجهيزات صنعتي به صورت مواجهه انسانها با مخاطرات گوناگون در محيط كار خودنمايي ميكند. يكي از انواع مخاطرات در محيط كار، انتشار صداي آزار دهنده و ارتعاشات ناشي از كار كردن خط توليد صنعتي است. علاوه بر اين رشد سريع تكنولوژي در تمام زمينه ها و همچنين افزايش جمعيت سبب گرديده تا انسانها نه تنها در زندگي شغلي و اجتماعي خود كه حتي در خارج از محيط كار نيز در معرض صداهاي ناهنجار ناخواسته با شدتهاي گوناگون قرار گيرند. ازجمله ميتوان به مواجهه انسان با صداي ناشي از كار كردن وسايل الكتريكي خانگي، وسايل ارتباط جمعي مانند راديو و تلويزيون، صداي ناشي از حركت وسايل حمل و نقل در شهرها و حتي خارج از شهرها، صداي ناشي از ماشين آلات مختلف ساختمان سازي و حتي در محيطهاي كار اداري صداي ناشي از ماشينهاي تايپ و غيره اشاره داشت. هر چند امواج صوتي به عنوان عاملي ضروري در زندگي انسان به حساب ميآيند، زيرا به وسيله آن امكان ارتباط با ديگران فراهم شده يا از خبر وقوع حادثه اي آگاه ميشويم، اما در پاره اي از موارد و در شرايط خاص شنيدن اين امواج صوتي و با عوامل ضروري، چندان خوش آيند نيست. آن دسته از امواج صوتي كه به صورت ناخواسته منتشر ميشوند و ميتوانند براي شنوايي آزاردهنده باشند، سروصدا (Noise) يا آلودگي صوتي (Noise pollution) ناميده ميشوند. بهترين و ساده ترين عاملي كه تفاوت بين صدا و آلودگي صوتي را تشخيص ميدهد، تفاوت بين احساس و ذهنيت آن است كه به ما ميگويد اوّلي صداي خواسته و دوّمي صداي ناخواسته و آزاردهنده است. اين تعريف در برگيرنده نوع صوت نميشود. براي مثال، گفتار (Speech) كه در اكثر موارد صداي خواسته است. هنگامي كه از منزل يا آپارتمان همسايه و يا در محل كار از اتاق مجاور شنيده ميشود ميتواند مانند سروصدا آزار دهنده، احساس شود و آلودگي صوتي ارزيابي گردد. از طرف ديگر صداي برخاسته از دستگاه تهويه كه مُخل آسايش به حساب ميآيد با غلبه بر گفتار ناخواسته و نابجا ميتواند صداي خواسته محسوب شود. موضوع آلودگي صوتي و اثرات بهداشتي ناشي از آن تنها به صداهاي صنعتي و محيط كار محدود نميشود. هر چند كه اثرات سوء ناشي از كاركنان با صداي صنعتي قابل بررسي جدي بوده و حتي محيط اطراف را تحت تاثير قرار ميدهد، لذا موضوع آلودگي صوتي را ميتوان شامل دو بخش عمده دانست، صنعت و محيط زيست. آلودگي صوتي در ترازهاي بالاي فشار صوت (بيش از 85 دسي بل) باعث اثرات مستقيم بر روي اندام شنوايي شامل تغيير موقت آستانه شنوايي (Temporary Threshold Shift : TTS) و درصورت تماس طولاني ايجاد افت دائم شنوايي (Permanent Threshold Shift : PTS) ميگردد. اما در محدوده اي از ترازهاي پايينتر (بين 50 تا 80 دسي بل) اثرات عمده آن تحت عناوين آزاردهندگي (Annoyance) ، مزاحمت (Disturbance) ، اخلال در آسايش (Bother) و ناخواسته بودن (Intrusion) قلمداد ميشود، به عبارت ديگر قسمتي از اثرات صدا مربوط به تاثير آن بر روي دستگاه عصبي نباتي و وضع رواني و رفتاري افراد است. مطالعات انجام شده در ايران
پس از شكل گرفتن گروه بهداشت حرفه اي در دانشكده بهداشت در سال 1351 براي اوّلين بار مسئله سروصداي محيط كار از نظر علمي در يك كارخانه نساجي، مورد بررسي قرار گرفت، نتايج حاصله از اين بررسي نشان داد كه شدت صوت در اين صنايع به حدي است كه احتمالا به قدرت شنوايي لطمه ميزند. مطالعه ديگري كه در همين زمينه در سال 1351 بر روي كارگران بافنده انجام گرفته گوياي همان نتيجه فوق است. ضمنا پژوهش ديگري در سال 1356 براي مطالعه تاثير عواملي چون شدت صدا، سابقه كار و استراحت ضمن كار روزانه بر روي افت شنوايي حاصله در كارگران هم زمان با اندازه گيري و تجزيه و تحليل صداي محيط كار در سه محيط مختلف انجام شده كه با در نظر گرفتن ضوابطي 844 نفر از كل كارگران شاغل در اين صنايع انتخاب و آزمايش سنجش شنوايي گرديدند. بررسي نتايج حاصل از آزمايش سنجش شنوايي و شدت صوت نشان داد كه ميزان افت شنوايي حاصله در كارگران رابطه مستقيم با شدت صداي موجود در محيط كار و سابقه خدمت داشته و در مقابل استراحت ضمن كار روزانه تاثير معكوس دراين زمينه دارد. در تحقيق ديگري كه در سال 1362-1361 در زمينه افت دائم و موقت آستانه شنوايي در اثر سروصداي محيط كار نساجي بر روي 157 نفر كارگر نساج صورت گرفته مشخص شده است كه: 1 ـ كارگران جوان حساسيت بيشتري به سروصداي محيط كار داشته و در نتيجه دركليه فركانسها بخصوص در فركانس 4000 هرتز افت ديده ميشود، در صورتي كه در كارگران مسن تر افت كمتر ميباشد 2 ـ افت دائم در كارگران مسن تر و با سابقه بيشتر مشاهده شده و بطور كلي نتيجه تحقيق گوياي ارتباط مستقيم صداي بالاتر از حد مجاز برروي آستانه شنوايي و ايجاد كري شغلي ميباشد. پژوهش ديگري در زمينه تاثير مستقيم شدت صدا بر كاهش آستانه شنوايي در محيط كار آهنگريها درسال 1360 بر روي 707 نفر كارگر شاغل به عمل آمده كه نتايج بررسي به شرح زير ميباشد: 1 ـ صداي زياد در كارگاه هاي آهنگري مونتاژ بويژه اطراف فركانس 4000 سيكل درثانيه توليد افت در آستانه شنوايي كرده است. ميزان افت شنوايي با افزايش شدت صدا و زياد شدن زمان مواجهه بيشترشده است 2 ـ در كارگراني كه مدت زيادي در معرض صدا بوده اند از نظر شنوايي عقب افتادگي اجتماعي ايجاد شده است 3 ـ شدت صداي 85 دسي بل A و به بالا افت شنوايي قابل اندازه گيري بوجود آورده است. مطالعه ديگري كه در سال 1363 تحت عنوان اختلالات شنوايي و گفتاري ناشي از كار در كارگران مشاغل مختلف (بخار، آهنگر، پرس كار) انجام پذيرفته نمايانگر آنست كه: 1 ـ كارگراني كه در تماس با صداهاي ضربه اي هستند دچار ضربه هاي صوتي (Acoustics Trauma) ميشوند. به اين مفهوم كه منحني شنواييشان در فركانس 4000 هرتز افت دارد 2 ـ كارگراني كه در تماس با صداهاي ممتد هستند، كم شنواييشان ابتدا در فركانس 4000 هرتز آغاز شده و به سايرفركانسها (6000ـ3000 هرتز) گسترش مييابد 3 ـ نتايج حاصله از بررسي وضعيت گفتاري ـ صوتي كارگران فوق الذكر نشان ميدهدكه اكثر آنها دچار گرفتگي صدا (Dysphonia) با درجات مختلف ميباشند. مطالعات انجام شده در ساير كشورها
۵آلودگي هوا و سرطان
جدول 7 ـ بعضي مواد سمي در هواي تهران
اين مواد حاصل احتراق سوختهاي فسيلي هستند كه از طريق مصرف بنزين يا گازوئيل در خودروها وارد هوا ميشوند البته هزاران تركيب پيچيده وجود دارد كه سرطانزاهاي شناخته شده هستند و يا سلامت انسان را با ابتلا به بيماريهاي مزمن مثل آسم و يا حساسيتها به خطر مياندازند. برآورد ميزان رابطه آلودگي هوا با سرطان بسيار مشكل است زيرا بسياري از تركيبات، شناخته شده نيستند و ضمنا عوامل زياد ديگري نيز در ابتلاء به سرطان موثرند. به هرحال تحقيقات اپيدميولوژيك، خطر بروز سرطان را در افرادي كه در معرض آلودگي هوا بوده اند نشان داده است. شايد موثق ترين شواهد از مطالعات مواجهه شغلي به دست آمده باشد كه در آن يك آلاينده مشخص مورد بررسي قرار گرفته است. بيشترين بروز سرطان در ريه بوده است ولي ساير اعضاء مثل مثانه، معده و كبد نيز مورد حمله سرطان ناشي از آلودگي هوا بوده اند (16). همچنين مرگ و مير ناشي از سرطان ريه در افراد سيگاري مقيم شهر 5/1 برابر افراد سيگاري مناطق روستايي ميباشد و اين دلالت بر اين دارد كه يك سوم از سرطانها در افراد سيگاري مربوط به آلودگي هوا ميباشد. در جدول 8 برآورد موارد سرطان در تهران با توجه به اندازه گيري غلظت هيدروكربنها كه توسط دانشگاه صنعتي شريف انجام گرفته و اثر هر يك از آلاينده ها كه از جدول صفحه 4ـ15ـ2 ماخذ (14) اخذ شده، محاسبه گرديده است. طبق اين برآورد 70 درصد از موارد سرطان ريه در افراد غير سيگاري به آلودگي هوا مربوط ميشود. ضمنا بايد متذكر شد كه در اين برآوردها عدم اطمينان هم وجود دارد زيرا خطر ابتلا به سرطان تابع تجمع مواد سرطانزا در طول زندگي ميباشد لذا نميتوان كاملا به دريافت روزانه نسبت داد. با اين برآورد سالانه 51 نفر از هر 100 هزار شهروند تهراني در معرض خطر سرطان قرار دارند كه براي حدود 8 ميليون جمعيت تهران متجاوز از 4000 مورد احتمال وقوع سرطان وجود دارد. جدول 8 ـ خطر ابتلاء به سرطان ريه ناشي از تركيبات مختلف حاصل احتراق
جدول 9 ـ استانداردهاي هواي آزاد به صورت راهنما براي اروپا (17)
UR* واحد ريسك است يعني 6 نفر از هر يك ميليون نفر اگر در تمام عمر با 1 ميكروگرم در متر مكعب بنزن مواجهه باشند خواهند مرد. منابع
. . . اگر يكي از كيفيّات هوا بسيار زيادتر و يا بسيار كمتر از حد لازم گردد نوعي تعفّن در هوا پديد ميآيد كه شباهت به گنديدگي آب مردابهاي متعفّن دارد، گوهر هوا به تباهي ميگرايد و همه گيري، پديد ميآيد. (ابن سينا ـ قانون در طب) . . .
آلودگي ناشي از صنعت
۴تركيب آلي فرار (Volatile Organic Compounds) (VOC)
اين تركيبات از دو نقطه نظر حائز اهميت ميباشند، اولا پيش نياز تشكيل اكسيدانهاي فوتوشيميايي هستند و ثانيا گونه هايي از اين تركيبات سرطان زاهاي شناخته شده اي ميباشند. در اين گروه چندصد تركيب وجود دارد كه سمي ترين آنها بنزن است معمولا غلظت اين گروه را بدون متان ذكر ميكنند زيرا با آنكه متان با غلظت بيشتري در هوا وجود دارد ولي در حد موجود در هوا سمي نميباشد اما در تشكيل اكسيدانهاي فوتوشيميايي موثر است. اثرات بهداشتي بيشتر بر بنزن متمركز ميباشد كه استاندارد آن را 5 قسمت در بيليون تعيين كرده اند كه در نظر است در آينده به 1 قسمت در بيليون كاهش داده شود. طبق گزارشهاي موجود حدود 5 درصد بنزن در بنزين وجود دارد كه در ايران اخيرا به 1 تا 5/1 درصد كاهش داده شده است. ده درصد از موارد لوسمي را در انگليس به علت بنزن هوا ميدانند (9). بنزن با فرمول C6H6 مايعي است شفاف بدون رنگ با دانسيته 87/0 و نقطه جوش 80 درجه سانتيگراد، فشار بخار آن 95/9 كيلو پاسكال در دماي 20 درجه سانتيگراد ميباشد در گذشته اين ماده به عنوان حلال مصرف زيادي داشته است كه به علّت خطرات آن، در حال حاضر ممنوع ميباشد. برداشت روزانه انسان از منابع مختلف در جدول شماره 5 آمده است. بطور كلّي در انگليس 78% بنزن هوا از اگزوز اتومبيلهاي بنزيني و 9 درصد از اتومبيلهاي ديزلي، 7 درصد از طريق تبخير و بقيه از منابعي مثل پالايشگاه هاي نفت و غيره منتشر ميشود (10). جدول 5 ـ برآورد برداشت روزانه بنزن از منابع عمده بر حسب ميكروگرم
- a با فرض جذب كامل - b فرض 20 متر مكعب تنفس در روز و 50% جذب - c هر پاكت محتوي 20 سيگار (منبع) WHO , Air Quality Guidelines for Europe گروه IARC تعداد زيادي موارد لوسمي ميلوبلاستيك و اريتروبلاستيك مرتبط با بنزن در مقالات گوناگون گزارش كرده اند و موارد پراكنده لوسمي ميلوئيد و بيماريهاي ديگر مشاهده شده است. تماس كارگران در معرض تماس با بنزن، رابطه معني دار آماري را بين لوسمي حاد و بنزن به اثبات رسانده است. در يك بررسي 6 ساله از 44 مورد بنزن كاهش رده هاي گلبولي خون (پانسيتوپني)، 6 مورد (14%) تبديل به لوسمي شده است. در يك بررسي ديگر از 66 مورد تحت تعقيب 11 مورد و از 135 مورد 13 مورد لوسمي ديده شده است (9). ساير هيدروكربنهاي سمّي و خطرناك شامل پلي كلرپنتيدهيدروكربن(Poly Chlorinated Biphenyl : PCB) دي اكسينهاPoly Chlorinated Dibenzodioxin : PCDD)) ، فورينها (Ploy chlorinated dibenzofuran: PCDF) و هيدروكربنهاي چند هسته آروماتيكها (PAJ) ميباشد كه PCB ها با نام اسكارل در ترانسفورماتورها مصرف دارد و ديوكسين و فورين از سوزاندن زباله هاي شهري وارد هوا ميشود. دي اكسيد گوگرد
دي اكسيد گوگرد كه عمدتا از مصرف سوختهاي فسيلي وارد جوّ ميشود در بسياري از شهرهاي بزرگ عمده ترين آلاينده به حساب ميآيد. مسئوليت حوادث ناگوار آلودگي هوا در شهرهاي ميوز ـ بلژيك، دونورا ـ لندن و غيره به علّت غلظت بالاي دي اكسيد گوگرد همراه با ذرّات معلق بوده است. دي اكسيد گوگرد، گازي است بيرنگ كه بر روي سطوح بسياري از مواد جامد و ذرات هوا واكنش انجام ميدهد. در آب و نيز قطرات باران حل ميشود و به تري اكسيد گوگرد و نهايتا اسيد سولفوريك تبديل ميگردد. اثرات بهداشتي
مدت 10 دقيقه در غلظتهـاي 1 تا 5 پي پي ام در بعضـي از افراد آسمـي علائـم مشخـص تنگ نفس (Dyspnea) بروز ميكند كه به معالجه برونكوديلاتاسيون (Bronchodilatation) نياز خواهد داشت. با غلظت 1 تا 5/0 پي پي ام در 10 دقيقه فرد دچار خِس خِس و اشكال در تنفس ميشود. در غلظت 25/0 تا 5/0 پي پي ام در مدت 60 دقيقه تغييرات معني دار آماري در FVC يا S Raw ديده ميشود. در غلظت 3/0 پي پي ام در 120 دقيقه علائم ريوي مشاهده نگرديد (4). در مطالعات انجام شده در هلند چنين نتيجه گيري شده است كه عملكرد كمتر ريه در مناطق شهري در مقايسه با مناطق روستايي ميتواند به علت اثرات دراز مدت تماس با آلودگيهاي شهري باشد (11). در يك مطالعه ديگر كه در سوئد انجام شده است عكس العملهاي دلهره و كج خلقي در مناطق شهري آلوده يك پديده معمولي است (12). مطالعاتي كه در دانشگاه اريزونا انجام شده در بررسي خون ميزان DNA بوسيله SO2 كاهش يافته و در كروموزومها تغييراتي بوجود آمده است. همچنين ديده شده است كه لنفوسيتها از بين ميروند و مقاومت بدن در برابر بيماريهاي عفوني كاهش مييابد (13). دي اكسيد گوگرد همراه با ذرّات معلّق اثر تشديدكنندگي دارد زيرا با ميزان حلاليتي كه دي اكسيد گوگرد با آب و در نتيجه مايعات مخاط حلق و حنجره دارد اثر آن بيشتر بر دستگاه فوقاني تنفسي است ولي در حضور ذرات به خصوص حدود 180 ميكروگرم در متر مكعب ذره به علت جذب سطحي و يا واكنشهايي كه با ذرات ميدهد تا اعماق ريه نفوذ مينمايد و ضايعات ريوي و ساير اثرات مورد اشاره را تشديد مينمايد. بطور كلي بررسيهاي WHO براي تعيين آستانه اثر نشان داده است كه با 1000 ميكروگرم در مدت 10 دقيقه اولين اثر ظاهر ميشود و با توجه به ضريب ايمني بيش از 500 ميكروگرم، تماس در مدت 10 دقيقه توصيه نشده است (3). ذرات معلّق
به هر نوع ماده پراكنده اعم از جامد يا مايع كه از يك مولكول بزرگتر و از 500 ميكرون كوچكتر باشد، ذرّه گفته ميشود. براي ذرات با توجه به نوع و منشاء آن نامهاي مختلف مثل دود، دوده، مسيت فيوم و غيره داده شده است. مجموع ذرات را TSP و ذرات كوچكتر از 10 ميكرون را 10 PM و كوچكتر از 5/2 ميكرون را 5/2 PM10 ميگويند. با توجه به اينكه ذرات كوچكتر از 10 ميكرون به قسمتهاي تحتاني ريه وارد ميشوند و عمده ذرات راسب در الوئولها يا آنها كه از جدار ريه عبور كرده وارد جريان خون ميشوند كوچكتر از 5/2 ميكرون هستند، از نظر بهداشتي اين دو گروه از ذرات داراي اهميت خاصي ميباشند. اثرات ذرات
در مورد اثرات ذرّات بررسيهاي زيادي انجام گرفته است در يك بررسي اپيدميولوژي كه توسط وينكشين و همكاران در شهرهاي بافلوواريه از ايالت نيويورك آمريكا صورت گرفته ميانگين دو ساله ذرات معلّق در چهار سطح آلودگي به شرح زير : سطح 1 كمتر از 80، سطح 2 بين 80 تا 100، سطح 3 از 100 تا 135 و سطح 4 بيش از 135 ميكروگرم در متر مكعب بررسي شده است. هر يك از اين مناطق آلوده به پنج كلاس اقتصادي اجتماعي تقسيم شدند. ميزان مرگ و مير به سبب تمام علل كشنده مثل بيماريهاي تنفسي و سرطان معده با افزايش غلظت ذرات افزايش يافته و نتيجه مستقل از وضعيت اقتصادي جامعه تحت مطالعه بوده است. در يك مطالعه ديگر دوكلاس و والر در سال 1946 بچه هاي تازه متولد شده را تا سن 15 سالگي مورد مطالعه قرار دادند و نشان دادند كه غلظتهاي حدود 130 ميكروگرم در متر مكعب ذرّات با عفونت در دستگاه تحتاني تنفسي رابطه دارد ولان و همكاران نيز مطالعه مشابهي را در انگليس انجام دادند و به اين نتيجه رسيدند كه عفونت دستگاه هاي فوقاني و تحتاني ريه هر دو با افزايش غلظت آلودگي هوا با ذرات معلق و SO2 رابطه معني داري دارند (13). در 5 شهر آمريكا رابطه مرگ و مير با ذرات PM10 را به شرح جدول 6 بدست آورده اند. همانطور كه مشاهده ميشود مرگ در هر 100 هزار نفر در شهر لوس آنجلس كه بالاترين غلظت ذرات 10 PM را دارد از ساير شهرها بيشتر است و بطور كلي 35 ميكروگرم ذرات كوچكتر از 10 ميكرون در متر مكعب عامل 55 مورد مرگ در هر صد هزار نفر بوده است (14). جدول 6ـ رابطه مرگ و مير به علت ذرات در 5 شهر آلوده آمريكا
طبق بررسيهاي سازمان جهاني بهداشت هر 10 ميكروگرم افزايش ذرات معلق باعث 3-1 درصد اضافه مرگ و ميرها خواهد شد. حال با توجه به اين امر وضعيت آلودگي هوا به ذرات معلق در شهر تهران در 5 ايستگاه مختلف بطور متوسط 96 ميكروگرم در متر مكعب ذرات زير 10 ميكرون ميباشد يعني اگر بطور متوسط براي هر 10 ميكروگرم اضافه غلظت 2 نفر به تعداد مرگ و مير اضافه شود ما در تهران براي هر صد هزار نفر 63 مورد مرگ و مير و براي 8 ميليون نفر جمعيت فعلي تهران حدود 5000 مورد فوت در اثر ذرات معلق هوا وجود دارد. بسياري از مطالعات نشان داده است كه وقتي غلظت ذرات معلق 10 ميكرون و كمتر از 20 ميكروگرم در متر مكعب تجاوز ميكند افزايش مرگ و مير، معني دار ميشود (15). آلودگي هوا و سرطان
۳اكسيدهاي ازت NOx
از بين 7 اكسيد مختلف ازت، آنچه در آلودگي هوا اهميت دارد NO و NO2 از نظر سلامت انسان و N2O به عنوان گاز گلخانه در گرمايش زمين ميباشند. NO گازيست بي رنگ و بي بو در حاليكه NO2 گازيست قرمز متمايل به نارنجي نزديك به قهوه اي داراي نقطه جوش 2/21 درجه سلسيوس و فشار جزئي كم كه آن را در حالت گازي نگه ميدارد. اين گاز خورنده اكسيدان قوي و از نظر فيزيولوژيكي محرك مجاري تنفسي و سمي است، سميت آن چندين برابر NO ميباشد. NOx ابتدا به صورت NO در جريان احتراق از تركيب ازت و اكسيژن هوا در درجه حرارت بالا و بخصوص در موتورهاي احتراق داخلي تشكيل ميگردد و پس از ورود به هوا به سرعت تبديل به NO2 ميشود. اثرات
افزايش مت هموگلوبين ـ ميزان مت هموگلوبين در خون بطور طبيعي بين صفر تا 8 درصد هموگلوبين است وقتي در اثر تماس در محيط آلوده غلظت آن در خون به 10 تا 15 درصد هموگلوبين برسد (اين غلظت در هواي آزاد بدست نميآيد) علائمي مانند تنگ نفس كوششي (exertional dyspnea) كه به نارسايي اكسيژن و يا هيپوكسي با افزايش مت هموگلوبين منجر ميشود (1500-1200 پي پي ام، NO2). البته غلظت بالاتر كه منجر به سيانوز و مرگ در حيوانات بوده، مشاهده شده است. بازدارندگي فعاليت آنزيم
غلظت 20 پي پي ام NO باعث توقف فعاليت هيدروژناز باكتري پروتئوس ولگاريس شده است. اثرات مجاري تنفسي
تغييرات در فعاليت ريه ها ـ تماس با غلظت تا 50 پي پي ام دركوتاه مدت يا غلظتهاي كم (8/0 PPM) در مدت طولاني تر با افزايش تعداد تنفس و كاهش ظرفيت ريه ها همراه بوده است. اثرات عمومي پاتولوژيك
مطالعه روي حيوانات نشان داده است كه تغييرات پاتولوژيكي مشابه در اكثر حيوانات مورد بررسي بوجود ميآيد. عكس العملهاي التهابي با هجوم ماكروفاژها ـ دژنراسيون سلولهاي اپيتليال، ادم ريه ها كه اين تغييرات در خرگوشهايي كه با غلظت 100 پي پي ام مدت 24 ساعت تماس داشته اند مشاهده شده است ساير عوارض شامل تغييرات سلولي ـ هيپرپلازي و جراحات آمفيزمي با غلظتهاي 5/0 تا 25 پي پي ام ازجمله اثرات پاتولوژيكي هستند. اثرات سيستميك شامل تغييرات بافتهاي كليه و كبد و قلب پس از 2 ساعت تماس با غلظت 15 PPM، كاهش وزن، كاهش مصونيت در برابر بيماريهاي عفوني و حساسيت در برابر باكتريها و احتمالا عفونتهاي ويروسي نيز از عوارض آلودگي هوا به دي اكسيد ازت ميباشد. بطور خلاصه اثرات حاد كوتاه مدت (يك ساعته) با غلظتهاي كم در حيوانات ديده نشده است. مطالعات اپيدميولوژي
از سال 1970 به بعد مطالعاتي در هلند، انگليس و آمريكا انجام شده است. بطور كلي مطالعاتي در هواي آزاد انجام گرفته است ولي داده هاي به دست آمده حتي كافي براي تهيه يك راهنماي استاندارد نبوده است. مهمترين مطالعه در ايالات متحده روي دانش آموزان 10-6 ساله بوده است كه در 6 شهر انجام گرفته و چنين نتيجه گيري شده كه كودكاني كه در منزل آنها براي پخت و پز از گاز استفاده ميشود بيشتر در معرض بيماريهاي ريوي ميباشند. چهار سال بعد مطالعه مشابهي در همين مدارس ولي با كودكان ديگر انجام گرفت كه نشان داد رابطه بين پخت و پز با گاز و بيماريهاي ريوي بچه ها ضعيف تر است و وقتي اثر ساير عوامل مداخله كننده در ايجاد بيماري را حذف كردند رابطه از نظر آماري معني دار نبود. مطالعه بزرگسالان هم رابطه بين پخت و پز با گاز و بيماريهاي ريوي را نشان نداد. در مجموع، از مطالعات اپيدميولوژي چنين نتيجه گرفته شده است كه استفاده از گاز در منازل اثر مختصري روي كودكان دارد و اين اثر پس از رشد بيشتر از بين ميرود (7). چرخه اوزن و اسماگ فوتو شيميايي
اثر غير مستقيم اكسيدهاي ازت را ميتوان توليد تركيبات فوتوشيميايي اوزن و اسماگ دانست : NO+O اشعه ماوراء بنفش NO2 و O + O2 ---------- O3 و اين اوزن علاوه بر اثرات بهداشتي كه دارد در حضور راديكالهاي OH و هيدروكربورها وارد يك سري واكنشهاي زنجيره اي ميشود كه حاصل آن توليد آلاينده جديدي بنام پراكسي استيل نيترات (PAN) ميباشد. منبع
منبع توليد NOx همانطور كه اشاره شد عمدتا با تركيب ازت و اكسيژن هوا در شرايط دماي بالا (حدود 1700 درجه فارنهايت) انجام ميگيرد. در شهرها مهمترين منبع انتشار آن حمل و نقل شهري است و در صنايع عمدتا نيروگاه ها، اعم از نفت سوز يا گازسوز و صنايعي كه به نحوي با تركيبات ازت سروكار دارند مثل توليد اسيد نيتريك ميباشد. علاوه بر منابع انسان ساخت اكسيدهاي ازت توسط باكتريها، آتش فشانها، رعد و برق نيز توليد ميگردد. روند تغييرات دي اكسيد ازت در تهران و در سال 1375 بين 2/10 تا 4/86 پي پي بي بوده است (7). اوزن و ساير اكسيدانهاي فوتوشيميايي
اوزن يك اكسيدان بسيار قوي است كه به عنوان آلودگي ثانويه تحت تاثير اشعه خورشيد بر دي اكسيد ازت و توليد اكسيژن اتمي راديكال در هوا بوجود ميآيد. اين اوزن كه آنرا اوزن ترپوسفر مينامند حداكثر غلظت 24 ساعته آن بطور طبيعي 06/0 پي پي ام است كه در فراز اقيانوس اطلس و در ارتفاع 3000 متري اندازه گيري شده است. در بعضي شهرهاي اروپايي غلظت يك ساعته بالاتر از 18/0 پي پي ام بوده است. غلظت اوزن در شهر تهران بسيار متغير وابسته به اشعه خورشيد و غلظت 2NO ميباشد. حداكثر 4/21 پي پي بي در مهر ماه 7/1 پي پي بي در آبان ماه و بطور متوسط حدود 4 پي پي بي گزارش شده است. اين اوزن به غير از اوزن استراتوسفر است كه جاذب اشعه ماوراء بنفش خورشيد بوده و در واقع محافظ زندگي در كره زمين ميباشد. راه ورود اوزن به بدن عمدتا از طريق تنفس است و به غير از اين انتظار برداشت به وسيله انسان نميشود. بطور كلي طبق نظر ميلر (Miller) برداشت اوزن به شرح زير است : 1) اوزن ميتواند در هر قسمت از بافت ريه نفوذ كند كه خود، بستگي به غلظت اوليه آن دارد 2) حداكثر دوز در سطوح بافت در منطقه بين برونشيول و آلوئولها ميباشد 3) جزء مختصري از اوزن وارد خون ميشود 4) افزايش كمّي در مقدار برداشت روي ناي و نايژه ها (تراكئوبرونشيال) اثر كمي دارد ولي اثر محسوسي روي قسمت اصلي ريه دارد (3). اثرات بهداشتي
همانطور كه قبلا اشاره شده است اوزن يك اكسيدان بسيار قوي است و بنابراين ميتواند روي هر ماده بيولوژيكي اثر داشته باشد. بطور كلي اوزن اثر خود را با دو مكانيسم وارد مينمايد : الف) اكسيداسيون گروه سولفيدريل، امينواسيدها، آنزيمها، كوانزيمها، پروتئينها و پپتيدها ب) اكسيداسيون اسيدهاي چرب (Polyunsaturate) به پراكسيدهاي اسيد چرب غشاءها هم از پروتئين و هم چربي تشكيل شده اند و به همين دليل هدف مناسبي براي حمله اوزن ميباشند. علاوه بر آزمايشهاي انجام شده روي حيوانات، مطالعات انجام شده روي تعداد زيادي انسان عوارض و نارساييهاي مشخص ريوي به علت در معرض اوزن بودن مشاهده شده است. در بسياري از مطالعات، انسان بين 1 تا 3 ساعت در معرض غلظتهاي بين 200 تا 2000 ميكروگرم در متر مكعب اوزن قرار گرفته است (3). مطالعات ميداني اپيدميولوژي روي بچه ها كاهش عملكرد ريه ها را در غلظتهاي 200 ميكروگرم در متر مكعب و كمتر نشان داده است. ساير بررسيها تغييرات عمل كرد ريه و حالتهاي آسمي را در تماس با غلظتهاي 160 تا 340 ميكروگرم در متر مكعب نشان داده است. اين تغييرات با حرارت و وجود ساير آلاينده ها تشديد ميشده است. ساير علائم عمده در بچه ها شامل سرفه، سردرد با غلظتهاي 160 تا 300 ميكروگرم درمتر مكعب رابطه داشته است. تنفس اوزن بدون ساير اكسيدانها نيز باعث بروز ناراحتيهاي ريوي حتي در غلظتهاي پايين بوده است. بعلاوه خستگي زودرس و كاهش ركوردهاي ورزشي در مناطق با اوزن بالا (لوس آنجلس) گزارش شده است. مطالعات زيادي روي حيواناتي كه از چند ساعت تا چند روز با اوزن تماس داده شده بودند انجام شد و مشخص گرديد كه كمترين اثر با غلظتهاي بين 400-160 ميكروگرم در متر مكعب (2/0-08/0 پي پي ام) بروز نموده است. اين اثرات شامل عفونتهاي باكتريايي ريه ـ افزايش مصرف اكسيژن سيتوكنوزيايي در موشهاي داراي كمبود ويتامين E، تغييرات مرفولوژيك ريه و افزايش كلاژنها بوده است. تركيب آلي فرار (Volatile Organic Compounds) (VOC
۲نمونه برداري و اندازه گيري آلودگي هوا
نمونه برداري آلودگي هوا هم از منابع و هم هواي آزاد صورت ميگيرد و براي اين كار روش استاندارد وجود دارد كه در صورت نياز توصيه ميشود به كتابهاي Standard Method, ASTM و كتابهاي Text آلودگي هوا مراجعه شود. براي آناليز شيميايي نيز روشهاي الكترونيك، نورسنجي و كاملا اتوماتيك و دقيق و همچنين روشهاي ساده دستي كه مورد تاييد ASTM ميباشد مورد استفاده قرار ميگيرد. جدول 2 ـ ضرايب انتشار براي اتومبيل و كاميون
اثرات آلودگي هوا
مقدمه
اثرات مضرّ آلودگي هوا بر سلامت انسان، حيوان و گياهان و همچنين تخريب مواد و آثار فرهنگي موضوع بررسي و مطالعات زيادي بوده است. طي چند دهة اخير مساله بارانهاي اسيدي لايه اوزن و گرمايش زمين و پيامدهاي آن بر اكوسيستم و در نهايت انسان، نيز مورد مطالعه و بحث دانشمندان قرار گرفته است. به قول A.V. Kneese (4) در خصوص آلودگي هوا، تقريبا در همان وضعي هستيم كه ماهيها در آب آلوده، از آنجا كه عوامل زيادي در ارتباط بين آلودگي هوا و سلامت انسان موثرند اثبات اثرات آلودگي هوا بر سلامت انسان مشكل خواهد بود. با اين حال اطلاعات زيادي وجود دارد كه ميتوان به آنها استناد كرد. مطالعات اپيدميولوژي در جريان حوادث ناگوار لندن، دونورا و غيره، مطالعات انجام شده در محيطهاي كار و مطالعات روي حيوانات آزمايشگاهي بسياري از اثرات نامساعد آلودگي هوا بر سلامت انسان را به خوبي نشان داده است. البته در اين موارد عمدتا غلظتهاي غير معمول آلودگي مطرح بوده اند. در سالهاي اخير نيز مطالعاتي در بعضي از شهرهاي بزرگ و آلوده انجام گرفته و به روابطي بين غلظت آلودگي به خصوص در مورد ذرات معلّق و ميزان مرگ و مير دست يافته اند كه در ادامه به آنها اشاره خواهد شد. مونوكسيد كربن و اثرات آن
مونوكسيد كربن با فرمول CO وزن مولكولي 01/28 نقطه ذوب 207 درجه سانتيگراد و نقطه جوش 192 درجه سانتيگراد، گازي اسـت بـي رنگ و بـي بـو كه حاصل احتراق ناقص زغال و سوختهـــاي فسيلي است. حد طبيعي آن در هوا 01/0 تا 2/0 قسمت در ميليون (حجمي) است. در مناطق شهري معمولا زير 17 قسمت در ميليون است ولي در شهر تهران در ساعات ترافيك و بعضي مناطق براي كوتاه مدت تا 50 PPM و حتي بيشتر هم گزارش شده است. در محيطهاي بسته و كارگاه ها غالبا از 100 پي پي ام هم تجاوز مينمايد. مونوكسيد كربن چهار نوع اثر مهم بر اعمال فيزيولوژيكي انسان دارد : 1) اثرات قلب و عروق 2) رفتارهاي عصبي 3) اثرFibrinolysis 4) اثر بر جنين هيپوكسي كه بوسيله مونوكسيد كربن ايجاد ميشود منجر به نارسايي در اعمال حسي و عضلات مثل مغز، قلب، جدار داخلي عروق خوني و پلاكتها ميشود. با توجه به اينكه ميل تركيبي مونوكسيد كربن با هموگلوبين خون حدود 220 برابر بيشتر از اكسيژن است، در محيطهاي آلوده كربوكسي هموگلوبين خون به سرعت افزايش مييابد. در جوانان با رسيدن كربوكسي هموگلوبين خون به 5% ظرفيت اكسيژن گيري بدن پايين آمده و اثرات آن روي قلب به وضوح نشان داده شده است. در جدول 3 و 4 اثر روي سلامت انسان كه در اثر تماس با غلظتهاي مختلف CO و افزايش كربوكسي هموگلوبين بوجود ميآيد، مشاهده ميشود. جدول 3 ـ اثرات بهداشتي مونوكسيد كربن
در مورد رابطه بين غلظت مونوكسيد كربن هوا و كربوكسي هموگلوبين خون مدلهاي زيادي ارائه شده است. رابطه Haldane غلظت كربوكسي هموگلوبين خون را با غلظت CO در هوا نشان ميدهد (5) : COHb و O2Hbغلظتهــاي اكسي هموگلوبين و كربوكسي هموگلوبين هستنـدكه معمولا به صورت جدول 4 ـ اثرات افزايش كربوكسي هموگلوبين خون
درصد نسبت به اشباع بيان ميشوند و M عدد ثابت، معمولا برابر 210 ميباشد كه نشان ميدهد ميل تركيبي CO حدود 210 برابر 2O است و PCO و 2PO فشار جزئي يا غلظت CO و2O در هوا ميباشند مثلا اگر غلظت CO در هوا به 100 پي پي ام برسد نسبت COHb به Hb2O معادل 1/0 يا 10 درصد خواهد رسيد. در فرمول تغيير يافته Chovin كه به صورت درصد داده شده است : COHb = 0/096C – 0/28 كه اگر ميانگين غلظت چهار ساعته CO برابر 100 پي پي ام باشد، كربوكسي هموگلوبين خون به 32/9 خواهد رسيد كه نزديك به عدد قبلي است. در مدلهاي فوق زمان تماس 8 ساعت در نظر گرفته شده است. ضمنا Peterson و Stewart مطالعه اي روي تعداد جوان داوطلب با غلظتهاي متفاوت CO (> 1، 25، 50، 100، 500 و 1000 پي پي ام) براي مدت زماني از 30 دقيقه تا 24 ساعت (كمتر از زمان لازم براي رسيدن به تعادل) انجام دادند و COHb خون افراد را مرتبا اندازه گيري نمودند و درنتيجه به فرمول زير رسيدند : Log%COHb = 0/85753 LogC + 0/62995 Logt – 2/29519 كه در آن CO برحسب پي پي ام و t مدت تماس بر حسب دقيقه ميباشد. همانطور كه در اين معادله ملاحظه ميشود زمان تماس به عنوان عامل موثر در جذب CO و تشكيل كربوكسي هموگلوبين مورد توجه قرار گرفته است (5). اكسيدهاي ازت NOx
۱ آلودگي هوا و اثرات آن دكتر منصور غياث الدّين دانشگاه علوم پزشكي تهران اهداف درس
واژه هاي كليدي
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||