![]() |
سایت تخصصی بهداشت محیطارائه مطالب آب. فاضلاب.کلیات بهداشت محیط.آلودگی هوا.مدیریت پسماندها |
![]() |
آرشیو مطالب |
![]() |
تماس با مدیریت وبلاگ |
![]() |
صفحه نخست |
![]() |
![]() این وبلاگ به منظور دسترسی جامعه بهداشت محیط ایران به مطالب تخصصی راه اندازی شده است امید است مثمر ثمر باشد.
RSS طراح قالب |
نيروگاه هاى برقابى مولد گاز هاى گلخانه اى آينده گرمايش جهانى
[ 10 Jul 2006 ] [ ترجمه: عبدالله مصطفايى ] [ محیط زیست ]
بر خلاف اعتقاد عامه مردم نيروگاه هاى برقابى قادرند كه تخريب آب و هوايى را به دنبال داشته باشند. تغييرات پيشنهادى در زمينه سهميه هر يك از كشورها براى گازهاى گلخانه اى تاكيد دارد كه درياچه هاى پشت سد نيروگاه هاى برقابى بايستى در حساب ها آورده شوند و حتى طرفداران اين تغييرات نگران آن هستند كه اهميت كافى به اين موضوع داده نشود. اريك دوكمين مشاور هيات بين الدول تغييرات آب و هوا (Ipcc ) است و در اين باره معتقد است كه تصور سبز و بى خطر بودن نيروگاه هاى برقابى به عنوان جايگزينى براى سوخت هاى فسيلى صحيح نيست. او مى گويد: «همگان فكر مى كنند كه نيروگاه هاى برقابى بسيار تميز هستند ولى اين موضوع ديگر صحيح نيست.»درياچه هاى پشت سد نيروگاه هاى برقابى مقادير زيادى دى اكسيد كربن و متان توليد مى كنند كه در بعضى موارد ميزان اين گازهاى گلخانه اى بيشتر از نيروگاه هايى است كه با سوخت هاى فسيلى كار مى كنند. فيليپ فيرنسايد از موسسه ملى تحقيقات آمازون در مانائوس برزيل مى گويد كه ميزان انتشار كربن از يك سد تا سد ديگر متفاوت است. او اظهار داشته كه «ما آگاهيم كه ابعاد اين مسئله به حدى است كه درباره آن نگران شويم.» فيرنسايد در تحقيقى كه نتايج آن را منتشر كرده، بيان داشت كه در سال ۱۹۹۰ پديده گلخانه اى حاصل از گازهاى منتشره از سد كورا اونا در برزيل بيش از سه و نيم برابر نيروگاه هاى فسيلى با همان ظرفيت بوده است.اين موضوع ناشى از كربن حاصل از درختان و گياهانى است كه پس از آبگيرى سد در كف آن باقى مانده و پس از درگذشت يك دوره اوليه، تجزيه بى هوازى آنها به دليل نبود اكسيژن در كف سد آغاز مى شود و متان محلول تشكيل خواهد شد. اين متان نيز پس از عبور آب از توربين نيروگاه آزاد شده و وارد اتمسفر مى شود. تغييرات فصلى در عمق آب پشت سدها بدين معنى است كه مواد تجزيه شونده به طور مداوم وجود خواهند داشت. در فصول گرما گياهان وارد مخزن پشت سد مى شوند و با بالا آمدن آب در فصول ديگر، تجزيه شروع مى شود. در صورتى كه درياچه پشت سد به صورت يك مخزن باريك باشد، مساحت درياچه بالغ بر چندين هزار كيلومتر مربع خواهد شد. همواره بايد به خاطر داشت كه ميزان تاثير متان در پديده گرمايش جهانى ۲۱ برابر تاثير دى اكسيدكربن است. بايد توجه داشت كه بيان تاثير پروژه نيروگاه هاى برقابى بر توليد گازهاى گلخانه اى موضوع جديدى نيست و قبلاً در شماره سوم ژوئن سال ۲۰۰۰ مجله نيوساينتيست نيز بدان پرداخته شده است ولى اهميت مطالب فوق الذكر در آن است كه باعث شروع تصميم گيرى هاى سياسى در اين زمينه شده است. چون قرار است كه در نشست سال ۲۰۰۶ هيات بين الدول تغييرات آب و هوا (Ipcc ) در برنامه ملى ليست بردارى از گازهاى گلخانه اى كه مسئول برآورد و بودجه بندى انتشار دى اكسيدكربن براى هر كشور است، ميزان انتشار از مناطقى كه توسط انسان و به صورت مصنوعى آبگيرى شده اند نيز مورد محاسبه قرار گيرد. نبايد فراموش كرد كه اين محاسبه براى ده سال اول آغاز به كار سد است و فقط شامل انتشارات سطحى مى شود. البته دانشمندان درباره مكانيسم توليد متان اتفاق نظر ندارند. اين ميزان در هر سد با توجه به مشخصات آن متفاوت است. البته اگر روش فيرنسايد تاييد شود بايستى منتظر بود كه تمامى انتشارات وارد محاسبات شوند. در برنامه پيشنهادى Ipcc ميزان انتشار گاز هاى گلخانه اى مناطق گرمى كه در سطحى وسيع از نيروگاه هاى برقابى استفاده مى كنند (مثل برزيل) حدود ۷ درصد افزايش خواهد يافت. البته تاثير اين موضوع در كشورهاى سردتر (مثل كانادا) كمتر است چون گرما باعث تجزيه بيشتر گياهان شده و گازهاى گلخانه اى بيشترى توليد خواهد شد.به رغم يك دهه تحقيقات مستند درباره انتشار كربن از مخازن ساخته شده به دست بشر نيروگاه هاى برقابى هنوز مشهورترين راه حل براى كاهش گرمايش جهانى به شمار مى روند. فيرنسايد اظهار مى دارد كه «مهم اين است كه مقدار و تاثير اين انتشار به حساب آورده شوند.»
با استفاده از باكترى هاى نوتركيب جلوگيرى از آلودگى محيط زيست [ 30 May 2005 ] [ غزاله بزرگ منش فرد ] [ محیط زیست ]
فعاليت هاى صنعتى و كشاورزى باعث آزاد شدن فلزات سنگين و سمى در محيط مى شوند. اين فلزات حيات اكوسيستم ها و سلامتى انسان را به مخاطره مى اندازند. باكترى ها مى توانند كاتاليزكننده حالت سمى فلزات به حالت هاى غيرسمى يا كم تحرك آنها باشند. مثلاً احياى مستقيم Cr(iv) (سمى و محلول) به Cr(III) (كمتر سمى و نامحلول)، اكسيداسيون Mn(II)، انتقال فعال جيوه به خارج سلول توسط اپران mer و زيست درمانى به معنى استفاده از اين موجودات در پاكسازى محيط از آلودگى هاست. مى توان سويه هاى باكترى مهندسى شده اى ايجاد كرد كه توانايى زيادى در تجمع يون هاى فلزى داشته باشند. تلاش هايى كه در اين راستا انجام شده شامل بيان بالاى پپتيدها يا پروتئين هايى نظير پلى هيستيدين ها يا متالوتيونين ها است كه به فلزات متصل مى شوند. فايتوكلاتين ها، كلات كننده هاى بيولوژيكى فلزات سنگين هستند كه وجود آنها در گياهان و بعضى موجودات ديگر (مخمرها و نوعى نماتد) اثبات شده است. در گياهان از ريشه به ساقه و برگ ها منتقل شده، باعث افزايش تجمع فلزات سنگين در برگ هاى گياه مى شوند. PCها، پپتيدهاى غنى از سيستئين هستند كه در پاسخ به تنش فلزات سنگين ساخته مى شوند. آنزيم دست اندركار سنتز، PC سنتتاز (EC2.3.2.15) است كه اين پپتيد را از گلوتاتيون مى سازد. گلوتاتيون منبع اصلى تيول هاى غيرپروتئينى در بيشتر سلول هاى گياهى است و نقش دهنده و پذيرنده الكترون را در بسيارى واكنش هاى بيولوژيكى ايفا مى كند. طبيعت نوكلئوفيلى گروه تيول، در تشكيل باندهاى مركاپتيد و واكنش با الكتروفيل هاى انتخابى اهميت به سزايى دارد. اين واكنش به همراه پايدارى نسبى و حلاليت بالاى گوتاتين در آب، آن را براى حفظ گياهان از تنش هاى محيطى از جمله تنش فلزات سنگين مناسب مى كند. گلوتاتيون همچنين در سم زدايى از تركيبات آلى نقش دارد، يكى ديگر از وظايفى كه براى آن پيشنهاد شده است نقش آن در چرخه سلولى است به اين ترتيب كه با افت مقدار گلوتاتين تقسيم سلولى در مريستم هايى غير از مريستم ريشه كاهش مى يابد. گلوتاتيون، همچنين در تشكيل آنتوسيانين ها و تجمع آنها در واكوئل نيز نقش دارد. اين مولكول توسط آنزيم فايتوكلاتين سنتاز در سيتوسول پليمريزه شده و فايتوكلاتين را به وجود مى آورد. وقتى سلول هاى گياهى با مخمرها در معرض فلزات سنگين قرار مى گيرند، شروع به توليد فايتوكلاتين مى كنند. فايتوكلاتين تكرارهاى nتايى ۲ تا ۱۱ تايى از دى پپتيد Glu-Cys است كه در انتها به يك باقيمانده Gly ختم مى شود. فايتوكلاتين با فلزات سنگينى از جمله كادميم، نقره، مس و نيز آرسنيت تشكيل كمپلكس مى دهد. همسانه سازى ژن هاى PC سنتاز از گندم، آرابيداپسيس و اخيراً نوعى نماتد انجام و نقش قطعى آنها در سم زدايى از فلزات سنگين به اثبات رسيده است. سنتز آنزيمى PCها باعث افزايش كاربرد آنها در زيست فناورى شده است. اولاً PCها برخلاف متالوتيونئين ها تركيباتى پايدار بوده، دستخوش پروتئوليز شديد قرار نمى گيرند. ثانياً در مقايسه با متالوتيونئين ها، ظاهراً توانايى انتخاب فلزات را دارند و مخصوصاً به Cd و Cuمتصل مى شوند. زمانى كه باكترى هاى با Cd يا ساير فلزات سنگين (Cu، Ag، Cu )تيمار مى شوند، سنتز Pc، احتمالاً به علت فعال شدن PC سنتاز، به مقدار زيادى افزايش مى يابد. سنتز PC همچنين ممكن است توسط بيان بالاى آنزيم هاى مسير بيوسنتزى خود، مثلاً آنزيم هايى كه در سنتزگلوتاتيون يا سيستئين شركت دارند بهينه شود. البته مقدار گلوتاتيون احتمالاً بيش از هر منبع ديگرى ميزان سنتز PC را محدود مى كند. از موارد ذكر شده فوق مى توان چنين استنباط كرد كه بيان بالاى PC سنتاز در سويه هاى باكتريايى راهى مطمئن براى اصلاح مقادير فلزات سنگين مثل Cd يا متالوئيدهايى مثل As در پروسه هاى زيست درمانى است. مثلاً ممكن است سويه هاى باكتريايى كه براى تشكيل بيوفيلم ها يا رشد در بيوراكتورها سازگار شده اند در پاكسازى آب ها از آلودگى استفاده شوند، يا باكترى هاى خاكزى كه PC سنتاز در آب ها بيان مى شود در توسعه بيوفيلترها به كار روند. در اين حالت، PCها با فلزات سنگين خاك هاى آلوده تركيب شده منجر به كاهش اثرات سمى آنها در رشد گياهان مى شوند. اين مسئله اخيراً در توتون مورد ارزيابى قرار گرفته است. همچنين بيان بالاى PC سنتاز درگياهان، به علت كلات كردن فلزات، كاربرد بالقوه آنها را در پروسه هاى گياه درمانى افزايش مى دهد. منبع: شرق
تكنولوژى زباله سوز يا تكنولوژى هاى سازگار با محيط زيست؟ [ 02 Oct 2005 ] [ دكتر رسول همكار، دبير انجمن ويروس شناسى ايران ] [ محیط زیست ]
زباله هاى بيمارستانى به علت كارهاى تخصصى كه در بيمارستانها انجام مى پذيرد، آلودگى هاى متعددى را از قبيل آلودگى هاى بيولوژيك (شامل انواع باكتريها و ويروسها و انگلها و قارچهاى بيماريزا، نسوج و ضايعات پاتولوژيك و...)، موادشيميايى توكسيك و يا كارمينوژن (مانند انيديوم برومايد، فنل و...) و آلودگى هاى راديو اكتيو (راديو ايزوتوبهايى كه جهت تشخيص و يا درمان به كار گرفته مى شوند) دارند كه هر كدام به تنهايى مى توانند تهديدى جدى براى محيط زيست و جوامع بشرى به شمار روند. با توجه به اهميت ويژه آلودگى هاى راديواكتيو و جدى گرفته شدن آن از طرف سازمانهاى ذيربط معمولاً آلودگى هاى مربوطه به طور جدى كنترل مى گردند و معمولاً اين آلودگى ها در محيط منتشر نمى شوند مگر اينكه سهل انگارى و يا اختلالى در جمع آورى آنها روى دهد. سالها زباله هاى عفونى بيمارستانى از دغدغه هاى متخصصين علوم پزشكى و بهداشتى كشور بود ولى هنوز بسترسازى لازم انجام نشده بود و انعكاس در افكار عمومى جامعه نداشت. خوشبختانه در سالهاى اخير مسؤولان بهداشتى و حفاظت محيط و مديريت شهرى بويژه در كلان شهر تهران موضوع دفع مناسب زباله هاى بيمارستانى را در برنامه خويش قرار داده اند. براساس آمارهاى بين المللى، به طور متوسط روزانه در بيمارستانها به ازاى هر بيمار ۱/۵-۱ كيلوگرم زباله توليد مى شود كه با توجه به مراكز متعدد درمانى در شهرهاى بزرگ ميزان معتنابهى زباله را شامل خواهد شد كه در كنار انبوه زباله هاى ديگر شهرى معضل بزرگى را بر جوامع شهرى تحميل مى كند. در شهر تهران در كنار بيمارستانهاى متعدد و هزاران مطب پزشكى كه روزانه پذيراى هزاران بيمار در سطح شهرهستند صدها آزمايشگاه، راديولوژى، درمانگاههاى اورژانس و... نيز مشغول به كار هستند كه براساس مطالعات انجام شده چيزى حدود ۷۰تن در هر روز زباله هاى عفونى و بيمارستانى توليد مى كنند كه حاوى عناصر بسيار خطرناك بيماريزا از جمله ويروسهاى ايدز، هپاتيت و... يا انواع انگل ها، ميكروبهاى خطرناك و... هستند و هر از چندگاهى به دليل آلودگى آبهاى زيرزمينى و سطحى به فاضلابهاى شهرى و يا شيرابه محل هاى دفن زباله احتمال بروز اپيدميهاى مختلفى وجود دارد. اهميت حفظ محيط زيست و بهداشت جوامع شهرى ايجاب مى كند كه زباله هاى بيمارستانى و مراكز بهداشتى درمانى ديگر جداى از ساير زباله هاى شهرى دفع شوند. ولى كدام روش و تكنولوژى براى اين كار مناسب است و با ساختار اجتماعى، فرهنگى و اكولوژيكى ما مناسبت دارد؟ كدام روش كارآيى مطلوب دارد و ازنظر اقتصادى مقرون به صرفه است؟ روشهاى سنتى دفع زباله نمى توانند در جوامع امروزى وشهرهاى كلانى مانند تهران ازكارآيى لازم برخوردار باشند. در روشهاى سنتى معمولاً زباله ها از محل توليد جمع آورى شده و به محلهاى ديگرى در خارج از شهر منتقل مى شوند و در آنجا دفع مى شوند. اگر فرض بر اين باشد كه زباله هاى بيمارستانى جداگانه جمع آورى مى شوند و در محلى جداگانه دفن مى شوند يا حتى قبل از دفن سوزانده شوند، باز هم مى توان تصور نمود كه اين زباله ها قبل از اينكه بى خطر شوند همانند يك بمب ميكروبى متحرك در شهر به حركت درمى آيند و مسيرهايى را طى مى كنند و احتمال نشت شيرابه هاى آن و ريزش زباله ها به جاى خود باقى است. بايد به اين موضوع اضافه نمود كه افراد سودجويى اقدام به زباله دزدى و بازيافت مى كنند و مواد پلاستيكى و... را از زباله ها جدا كرده و به وسايل بازيافت شده تبديل و وارد بازار مى كنند. براى اين افراد زباله هاى بيمارستانى فرقى با زباله هاى ديگر ندارد. امروزه دفع زباله هاى پزشكى به صنعتى تبديل شده است كه روشهاى متنوعى را ارائه مى كنند. صنايع زباله هاى پزشكى طيف گسترده اى از استراتژى ها و تكنولوژيهاى دفع زباله هاى پزشكى را شامل مى شود كه براساس اندازه و منشأ زباله هاى توليد شده انعطاف پذيرى نيز دارند. اين روشها قابليت اجرايى در محل توليد زباله ها و يا خارج ازآن محل را دارند. اين استراتژى ها براساس تفاوتهاى منطقه اى و تفاوتهاى مقررات دولتى در مناطق مختلف تغيير مى كنند. در بسيارى از كشورهاى توسعه يافته اروپا و آمريكا مقررات بسيار محدود كننده اى در مورد دفع زباله هاى پزشكى وجود دارد و دفع اين زباله ها بايد به نوعى انجام شود كه استانداردهاى آلودگى هوا،آب و خاك و فضاهاى سبز در استراتژى دفع زباله كاملاً لحاظ شده باشد. علاوه بر اين براى دفع زباله هاى پزشكى، بسته به حجم زباله هاى توليد شده، فضاى قابل دسترس، در دسترس بودن و ظرفيت تسهيلاتى مثل آب و برق و فاضلاب، نيروى كار و مسائل مالى مى توان در مورد روشهاى مناسب دفع در محل تصميم گرفت و يا از روشهاى دفع خارج از محل استفاده نمود و زباله ها را به محل دفع منتقل كرد. سازمان بهداشت جهانى در مورد روشهاى دفع زباله هاى بيمارستانى، معيارهايى اساسى را ارائه مى كند كه بسيار حائز اهميت هستند. براساس اين معيارها بازيافت اين زباله ها ممنوع هستند و روشى براى دفع مناسب است كه علاوه بر ميكروب زدايى كامل، شكل ظاهرى زباله ها را نيز طورى تغيير دهد كه قابل شناسايى نباشد و امكان بازيافت آنها وجود نداشته باشد. يكى از روشهايى كه در گذشته بسيار مطرح بود، سوزاندن زباله ها است. سوزاندن به مثابه يك تكنيك با سابقه، توانايى خود را در دفع توأم زباله هاى پزشكى و زباله هاى ديگر بيمارستانى شامل زباله هاى پاتولوژيك (مانند بخشهايى از بدن و بافتها) زباله هايى با منشأ شيمى درمانى و زباله هاى جامد وسايل مراقبتهاى بهداشتى به اثبات رسانده است . دفع توأم انواع زباله هاى پزشكى با يك وسيله در محل توليد و يا خارج از محل از نقاط قوت اين روش محسوب مى شود. وقتى عمل در درجه حرارت بالايى انجام گيرد زباله سوز با كارآيى بيشترى موجب كشته شدن عوامل بيولوژيك بيماريزا مى گردد. زباله سوزها به طور قابل ملاحظه اى موجب كاهش ۹۰درصدحجم زباله ها مى شوند بنابراين فضاى بسيار كمى نيز براى دفع بقاياى آن مورد نياز است. تغيير فيزيكى حاصل از سوزاندن موجب مى شود ديگر نيازى به آسياب كردن زباله ها نخواهد بود. اگر بهترين زباله سوزها به تكنولوژى هاى جديد كنترل آلودگى هوا مجهز شوند، ذرات ريز، فلزات سنگين و گازهاى آلى مانند دى اكسين ها و فوران ها با كارآيى خوبى جذب مى شوند. با اين حال با تكنولوژى هاى مدرن، زباله سوزهاى موجود مانند يك تكنولوژى قديمى رخ مى نمايند. كارآيى احتراق مى تواند متغير باشد و كمترين كارآيى موقعى ديده مى شود كه متناوباً زباله هايى مرطوب مانند قوطى هاى حاوى مايعات، وارد زباله سوز شود كه منجر به انباشته شدن موادغيرقابل اشتعال در زباله سوز خواهد شد. مقرراتى را بايد در مورد اين مواد اعمال نمود به اين صورت كه اين مواد مجدداً به محفظه احتراق برگردانده شوند و اين عمل بارها تكرار شوند تا آنها نيز بسوزند. گاهى مواد نسوخته با بزرگى زباله مى تواند در ارتباط باشد. از معايب عمده زباله سوزها توليد آلودگى هاى زيست محيطى بسيار خطرناكى مانند دى اكسين ها و فوران است كه كنوانسيونهاى بين المللى مقرراتى را ناظر بر عدم توليد آنها وضع كرده است كه ايران نيز رعايت اين مقررات را ملتزم شده وامضا نموده است. يكى ديگر از معايب آن هزينه نصب و نگهدارى بسيار گران آنها است كه مى تواند مشكل آفرين باشد؛ به طورى كه به گفته معاونت خدمات شهرى شهردارى تهران براى نصب يك زباله سوز مركزى براى شهر تهران ۳۵ميليون دلار اعتبار لازم است. اين زباله سوزها به فيلترهايى مجهز هستند كه به طور مرتب بايد تعويض شوند كه بسيار گران تمام مى شود. بايد به اين هزينه ها هزينه هاى حمل و نقل زباله ها به محل زباله سوز مركزى نيز افزوده شود كه خود مى تواند رقم بسيار قابل توجهى باشد؛ و درعين حال خطر انتشار آلودگى هاى ميكروبى را درحين حمل زباله ها به محل سوزاندن را نيز به همراه دارد. در آمريكا، ژاپن و برخى كشورهاى اروپايى اروپا بر مبناى مقررات جديد حفاظت محيط زيست (بويژه در آمريكا براساس بخشنامه هاى آژانس حفاظت محيط آمريكا EPA) درمورد زباله سوزها و زباله هاى پزشكى، اغلب مراكز زباله سوزى تعطيل واز نظر اقتصادى تشخيص داده شد كه هزينه نگهدارى زباله سوزها مقرون به صرفه نيست وبايد روش ديگرى جايگزين آنها شود. در حال حاضر تكنولوژى هايى مطرح است كه استانداردهاى حفاظت محيط زيست را در حد بسيارمطلوبى دارند و از نظراقتصادى نيز مقرون به صرفه هستند.امروزه براساس استانداردهاى بهداشت ومديريت شهرى سالم سيستم هايى مورد تأييد هستند كه در محل توليد زباله عفونى يعنى در بيمارستانها و مراكز درمانى طى فرآيندى كه آسيبى به محيط نرساند عمل سالم سازى را در مورد آنها اعمال مى كند. براساس قوانين مصوب مجلس شوراى اسلامى، سالم سازى زباله هاى ويژه مانند زباله هاى بيمارستانى و صنعتى به عهده توليد كنندگان آنهاست و اين يك روش درست و منطقى است ودر بسيارى از كشورهاى توسعه يافته جهان اعمال مى گردد. شهردارى برمبناى قانون موظف به جمع آورى زباله هاى شهرى وخانگى معمولى است و وظيفه اى در قبال زباله هاى بيمارستانى ندارد و اگر هم بخواهد در اين جهت نيز خدماتى ارائه دهد بايد هزينه آن را از مراكز درمانى و بيمارستانى دريافت نمايد وبسيار پسنديده خواهد بود كه مطابق استانداردهاى بهداشت محيط كشور به اين امر مبادرت نمايد ودنبال تكنولوژى هايى كه تأييديه هاى زيست محيطى جهانى را دارند. يكى از اين روشها كه در آمريكا و برخى كشورهاى اروپايى به كار گرفته شده است سيستمى است كه به صورت سيار عمل مى كند و زباله هاى بيمارستانى را در همان محل توليد غيرعفونى مى كند. فرآيند ميكروب كشى اين دستگاه به تأييد مراكز ذيصلاح آمريكايى واروپايى رسيده است. اين سيستم در هر ساعت مى تواند ۱۵۰۰ - ۱۲۰۰ كيلو زباله را غيرعفونى نمايد. فرايند به صورت كاملاً اتوماتيك صورت مى گيرد و همه مراحل كارتوسط كامپيوتر كنترل مى گردد. در اين سيستم شناگرهايى تعبيه شده است كه اگر احياناً بطور اشتباهى زباله هاى آلوده به مواد راديواكتيو وارد سيستم شوند؛ علائم هشدار دهنده اى به كار مى افتد و تا زباله راديواكتيو از دستگاه خارج نشود دستگاه به كار نمى افتد. بر روى اين سيستم ژنراتور برق و مخزن آبى نصب شده است كه سيستم بطور خودكفا عمل نمايد. به در اين سيستم ۸۰ - ۷۰ درصد حجم زباله ها نيز كاهش مى يابد و در نهايت زباله ها به شكلى در مى آيند كه اصلاً قابل شناسايى نخواهد بود و حتى مى توان حجم زباله را با پرس نمودن نهايى كاهش بيشترى داد.اين مزيت كاهش حجم مى تواند معيار بسيار قابل توجهى باشد. هم اكنون شهرهاى شمالى ايران در استانهاى مازندران و گيلان با مشكل كمبود دفن زباله روبروهستند و اگر زباله هاى بيمارستانى به عنوان بخشى از زباله هاى اين استانها با اين روش دفع شوند علاوه بر رفع معضل عفونى بودن آنها كمكى به رفع معضل كمبود دفن نيز شده است. براساس برآوردهايى ۱۰ دستگاه به راحتى مى توانند كل استان تهران را پوشش دهند و زباله هاى بيمارستانى همه مراكز درمانى استان را در همان محل توليد غيرعفونى كنند. قيمت ده دستگاه كمتر از يك سوم سرمايه اى است كه به گفته معاون شهردار تهران براى نصب زباله سوز مركزى لازم است. يعنى با سرمايه اى كمتر از يك سوم قيمت زباله سوز، مى توان كل زباله هاى بيمارستانى تهران بزرگ را با روشى كاملاً سازگار با محيط زيست و مطابق با بالاترين استانداردهاى جهانى غير عفونى نمود. در حال حاضر تكنولوژى زباله سوز در جهان درحال كنار گذاشته شدن است و انتخاب آن براى تهران اصلاً مقرون به صرفه نيست و علاوه بر آن منطقى هم نيست كه با اين وسعت آلودگى هاى هوا و محيط در تهران با راه اندازى زباله سوزها مشكلى نيز به آن بيفزاييم. |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||